تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


میشه  

_ قول بده هیچوخت فراموشم نمی کنی حتی اگه زندگی بخاد! حتی اگه مجبورت کنن ! 
میگی نمیکنی ینی واقعا نمی کنی؟  نکنه یه روز صبح از حواب پاشیو یادم نیفتی ! نکنه خنده هام نکنه گریه هام نکنه حالت چهره م چشام فراموشت شه! چیزایی که من هیچوخت یادم نمیره ! قدت، حالته چشات ، غمه تو چشات ، نگاهت ، خنده هات ، دستاتتت یادم نمیره ! میشه یادت نرم؟ حتی به زور زمان؟ میشه صبا، میشه شبا، میشه هر لحظه ، وسط روز، سر کار، موقع بیکاری ، یادم بیفتی؟ میشه فراموشت نشم؟ میشه دو

ادامه مطلب  

از سری دیوانگی ها  

مادرم رو به زور قانع کردم تا باهام بیاد پارک سر کوچه، توی برف قدم بزنیم! شدت برف به حدی بود که انگار می خواست ما رو سرپا زیر برف مدفون کنه.توی مسیر برگشت وقتی که از خیابون رد می شدیم، یه تاکسی ایستاد. گمون کرد توی برف و بوران گیر کردیم. دنده عقب گرفت و شیشه رو داد پایین که من تا فلان جا میرم، سوار شید. مادرم با جدیت سرش رو برد جلو و گفت " مرسی آقا. من یه دختری دارم دیوانه است، برف که می بینه باید بیارمش بیرون. خدا مریضای شما رو هم شفا بده " 
راننده به

ادامه مطلب  

رزو ششم  

سلامامروز اگر اشتباه نکنم بیست و پنجمین روز بدون مصرف نیکوتین منه.بیست و پنج روز کم نیست برای کسی که هیچ‌کسی رو جز خدای خودش نداره که باهاش چند کلمه راحت حرف بزنه. هیچ کس نیست. سال‌ها بود که سیگار تنها چیزی بود که کمکم می‌کرد که زندگی کنم. اذیتم می‌کرد، ولی خب همیشه باهام بود. وقتی که بغض می‌کردم از تنهایی، تنها چیزی که باهام بود همون سیگاری بود که دود می‌کردم.تعداد جلساتم در هفته کم به هفته‌ای یک جلسه رسیده. کم‌کم دوباره دارم فراموش می‌ک

ادامه مطلب  

وقتی‌ باد آروم آروم، موتو نوازش می‌کنه  

شعرترانه: ژاکلین 
وقتی‌ باد آروم آروم، موتو نوازش می‌کنهطبیعت وجودتو اینقدر ستایش می‌کنهوقتی‌ که یواشکی خواب به سراغ تو میادبرای داشتن چشمای تو خواهش می‌کنهاین همه عاشق داري، چطور حسودی نکنم؟این همه عاشق داري، چطور حسودی نکنم؟!وقتی‌ شب فقط میاد، برای خوابیدن توخورشید از خواب پا می‌شه، تنها واسه دیدن تووقتی‌ که چشمه حریصه، واسه لمس تن تویا که پیچک آرزوشه، بشه پیراهن تواین همه عاشق داري، چطور حسودی نکنم؟این همه عاشق داري، چطور حسودی

ادامه مطلب  

690 .  

بسم الله الکافی :)
ترکیب برفُ نور ، میشه بهونه آوردُ عاشق نشد ؟ ^__^
 
دو جا منتظر دَرمونم .. هم که نسبت به اتفاقی ، بی حس شده باشمُ نیفتادنش دیگه مهم نباشه .. و هم وقتی دردُ رنج به منتهای خودش می رسه ، همون موقع که کارد به مغز استخون رسیده باشه .. فکردم مغز استخونِ این غائله هم کشیده شدهُ نگاه که کردم ، انقد خودمُ پوست کلفت دیدم که هنوز جا برای سوختن دارم :|
 
میتونم اینجوری توصیف کنم بیشتر این شبُ روزارو .. بیشتر از چند سال گذشتهُ هنوز ادامه داره .. فک

ادامه مطلب  

نفس کشیدن تو قوطی ِ دربسته از اینکه پروانه م مکدرم میکرد . .  

وقتی حالم خوب نیست فرق داره با وقتی که عصبانیم!  وقتی عصبانیم شنیدن صداها برام غیر ِ قابل ِ تحمله. . .اما وقتی ناراحتم بغض دارم.  . بغض دارم و فقط سکوت میکنم. . 
مثلاً وقتی بابا حرف میزنه گوش میدم با لبخند ولی نمیتونم حرفی بزنم. . 
و هی نفس ِ عمیق میکشم که دستم رو نشه. . نهایتا وقتی بابا میره بیرون و مطمئن میشم هیچ کس خونه نیست راه میرم ُ گریه میکنم ُ حرف میزنم.  . 
خوبه که خونه م اگه خوابگاه بودم این لحظه ها

ادامه مطلب  

نفس کشیدن تو قوطی ِ دربسته از اینکه پروانه م مکدرم میکرد . .  

وقتی حالم خوب نیست فرق داره با وقتی که عصبانیم!  وقتی عصبانیم شنیدن صداها برام غیر ِ قابل ِ تحمله. . .اما وقتی ناراحتم بغض دارم.  . بغض دارم و فقط سکوت میکنم. . 
مثلاً وقتی بابا حرف میزنه گوش میدم با لبخند ولی نمیتونم حرفی بزنم. . 
و هی نفس ِ عمیق میکشم که دستم رو نشه. . نهایتا وقتی بابا میره بیرون و مطمئن میشم هیچ کس خونه نیست راه میرم ُ گریه میکنم ُ حرف میزنم.  . 
خوبه که خونه م اگه خوابگاه بودم این لحظه ها

ادامه مطلب  

مريض هاي بامرام  

روزها داره به سرعت سپری میشه. راحت نمیگذره، اما میگذره. احتمالا هم بخاطر قابل پیش بینی بودن و روال كم استرس و هیجانشه. امروز زیاد مریض ندیدم. چندتا معاینه دفترچه سلامت دیدم و یه جراحی دندون عقل نهفته داشتم. بیشتر روی صندلی نشستم و با رئیسم حرف میزدیم! نزدیكای ظهر بود كه خیلی گرسنه شدم؛ با دستیارها هماهنگ كردیم و از تهیه غذای روبروی كلینیك غذا سفارش دادیم. منو رئیس باهم یه غذا سفارش دادیم(قیمه) البته رئیس بنا بر ریاسیت از غذای همه یه تستی زدن!! :

ادامه مطلب  

مريض هاي بامرام  

روزها داره به سرعت سپری میشه. راحت نمیگذره، اما میگذره. احتمالا هم بخاطر قابل پیش بینی بودن و روال كم استرس و هیجانشه. امروز زیاد مریض ندیدم. چندتا معاینه دفترچه سلامت دیدم و یه جراحی دندون عقل نهفته داشتم. بیشتر روی صندلی نشستم و با رئیسم حرف میزدیم! نزدیكای ظهر بود كه خیلی گرسنه شدم؛ با دستیارها هماهنگ كردیم و از تهیه غذای روبروی كلینیك غذا سفارش دادیم. منو رئیس باهم یه غذا سفارش دادیم(قیمه) البته رئیس بنا بر ریاسیت از غذای همه یه تستی زدن!! :

ادامه مطلب  

امروز  

امروز نصف مسیر رو از دانشگاه تا خونه پیاده اومدم..تو این سرما..میخاستم تو برفا راه برم ، میخاستم هر چی میبینم سفیدی باشه ، میخاستم سرما بره تو تنم، می خاستم مغزم یخ ببنده، میخاستم زمستونو نفس بکشتم، میخاستم هواش بره تو ریه هام ، وختی خورشید میتابه رو برفا وختی دونه های برف مثه الماس می درخشن وختی دوس داري بهشون دست بزنی وختی دوس داري لمسشون کنی چه حسه خوبی دست میده به آدم!
پ.ن: کاش یکی بود بعد دست زدن به برفا دستامو ها میکرد...
کاش گرمی دستاش دست

ادامه مطلب  

پیام تسلیت بمناسبت جانباختن کوله بران غیور سردشت  

 
 
بسم الله الرحمن الرحیم
انـا لله و انــاالیـه راجعـون 
برای پلاسکو اشک ریختیم ، آه کشیدیم ، دقیقه به دقیقه اخبار پیگیری کردیم ، دعا برایشان کردیم ، صبوری را برای خانواده هاشون از خداوند خواستیم ، نوشتیم که آتش نشان شغل نیست ، عشق است . پروفايلهایمان ازتلگرام و واتس آپ و .... تا بیتالک و .... همه شدن عکس پلاسکو و آتش نشان و رنگ مشکی و سیاه بخود گرفت . کار ما همدردی بود ، کار انسانی بود . آیا امروز مردم پلاسکو درد ما را میفهمند ؟ آیا امروز پلاسکو

ادامه مطلب  

اسكيزوفرني، حرفام با دوست خياليم...  

-یادت نیست چقد ازش بد میگفتی ؟ تو همین وبلاگ چقد ازش بد نوشتی +اره نوشتم، واقعی هم بود ، مثلا بضی اوقات پیامامو میخوند ج نمیداد -خب حالا هم كه ولت كرده، +خودتم میدونی، به اجبار ولم كرد، البته نه هنوز كامل، ولی ،-ولی ولت كرد دیگه،+اره- ... +عاشقشم،، بفهم اینو،- الان تو بفهم ، به موضوع چی كار داري ، عاشقت بود، كله دنیا خراب میشد رو سرش تورو ول نمیكرد اونم به این بهونه ت خ م ی!+ هر روز به یادش گریه میكنم ، اخه اولین بار بود عاشق میشم ، حسه عاشقی نسبت به

ادامه مطلب  

اسكيزوفرني، حرفام با دوست خياليم...  

-یادت نیست چقد ازش بد میگفتی ؟ تو همین وبلاگ چقد ازش بد نوشتی +اره نوشتم، واقعی هم بود ، مثلا بضی اوقات پیامامو میخوند ج نمیداد -خب حالا هم كه ولت كرده، +خودتم میدونی، به اجبار ولم كرد، البته نه هنوز كامل، ولی ،-ولی ولت كرد دیگه،+اره- ... +عاشقشم،، بفهم اینو،- الان تو بفهم ، به موضوع چی كار داري ، عاشقت بود، كله دنیا خراب میشد رو سرش تورو ول نمیكرد اونم به این بهونه ت خ م ی!+ هر روز به یادش گریه میكنم ، اخه اولین بار بود عاشق میشم ، حسه عاشقی نسبت به

ادامه مطلب  

Keep Smailing  

من نمیدانم !
درکم از تاثیر گریه ام بر مادر.
و لبخند غمم بر پدر .. 
هیچ است 
اما . میتوان فهمید که چه آشوبیست در دلشان
وقتی که  غمی بر دل داري ..
#خودخواه_نباشیم
بخند در جوارشان که لبخندت در کنارشان همچون جواهری با ارزش است 
 
پ.ن: در خلوتت گریه کن :) فقط ناموسا بپا بابا و مامان نبیننت خدایی ناراحت میشن 
توعم هرکز خودتو نمیبخشی..
 

ادامه مطلب  

032  

شنیدی میگن کسی که خوابه رو میشه بیدار کرد ..
ولی کسی که خودش رو زده به خواب توپ هم کنار گوشش بزنن بیدار نمیشه
 
بذار ربطش بدم به عشق
 
کسی که نمیدونه دوستش داري رو میشه بهش فهموند
ولی کسی که نمیخواد بفهمه دوستش داري .. هرکاری هم بکنی بی فایدست
.
.
چون اصلا نمیخواد بفهمه .. نمیخواد درکت کنه .. نمیخواد قبول کنه ..
نمیخواد به اشتباهش اعتراف کنه .. نمیخواد غرورش رو بشکنه ..
نمیخواد ..
نمیخواد ..

ادامه مطلب  

 

توی ِ این مدت فهمیدم باید از چیزایی که دوست داري دور باشی.  . 
اصلاً گاهی بودن ِ چیزی که برات عزیزه خیلی و خیلی عذاب آورتر میتونه باشه تا نبودنش! 
خصوصاً  وقتی که خیلی روش حساسم باشی  . . 
من در رابطه با همش یه نتیجه  گرفتم اونم اینه فقط دور باشم ودلم تنگ  بشه  اما دور ُ برم نباشه.  . 
 
 
 
 

ادامه مطلب  

ریشه ها  

از اونجاییکه من خیلی وقته تلویزیون ندیدم باعث شد که دیدن این سریال ریشه ها خیلی منو تحت تاثیر قرار بده سریالی که طرز احمقانه ای سانسور شده بود!
+یکی از سکانسهای این سریال نحوه برخورد یه برده ی افریقایی با برف بود چیزی که هرگز ندیده بود و با اینکه در حال فرار بود اما مجذوب زیبایی برف شد و مشغول به قدم زدن  روی یخ و برف شد و به همین سبب دستگیر شد! این سکانس منو یاد یه طنز انداخت به این متن:
«قیافه ی ادمهایی که قبل از کشف اتش مردند تو جهنم دیدنیه»!


ادامه مطلب  

ریشه ها  

از اونجاییکه من خیلی وقته تلویزیون ندیدم باعث شد که دیدن این سریال ریشه ها خیلی منو تحت تاثیر قرار بده سریالی که طرز احمقانه ای سانسور شده بود!
+یکی از سکانسهای این سریال نحوه برخورد یه برده ی افریقایی با برف بود چیزی که هرگز ندیده بود و با اینکه در حال فرار بود اما مجذوب زیبایی برف شد و مشغول به قدم زدن  روی یخ و برف شد و به همین سبب دستگیر شد! این سکانس منو یاد یه طنز انداخت به این متن:
«قیافه ی ادمهایی که قبل از کشف اتش مردند تو جهنم دیدنیه»!


ادامه مطلب  

کایر به کایر  

کایر به کایر
بالای پیراهن کمی آلوچه کاری   
تو کیوی چالوس و من انشوی ساری
 
از لای به لای روسری بیرون نیفتد  
تاجِ گلوبندی زنارنج بهاری
 
می بافی از نو یاس ها ما بین مویت  
اردیبهشتِ  گیسوانت پنبه کاری
 
بی اعتنایی می کنی یادت مگر نیست  
 با من کنار دشت شالی وعده داري
 
بیهوده از من می کنی پرهیز بگذار  
در اول شوال رسم روزه داري
 
جامی عرق می بارد از این هرم شرجی     
تا بوسه گاهت می کشاند یادگاری
 
" شِواش" می خوانی و می نالی ز تقدیر  
 کایر به کای

ادامه مطلب  

دلنوشت  

وقتی کسیو داشتی که با خنده هات بخنده با گریه هات گریه کنه از همه چی بگذره به خاطر پیش تو بودنوقتی به شوخی جونتو قسم میخوری ولی اون عصبانی میشه وقتی ناراحتی، پیشش خوش حال ترینی وقتی میدونی و مطمئنی هیشکی جز تو واسش مهم نیس وقتی یهو یه کارایی میکنه سورپرایز شی وقتی هرروز عشقش بهت ثابت میشه وقتی اولین تجربه هات با اونه وقتی بهش اعتماد داري و بهت از هرکی بیشتر اعتماد داره وقتی بدون این که چیزی بگی، میفهمتت و میدونه چی میخوای بگی بدون اون آدم همون

ادامه مطلب  

573  

شدم ی زن تنها‌...انقدر تنها که حتی توی دنیای مجازیم میشه تنهاییش حس کرد.کسایی میتونن حس کنن که جزئی از منن.خداروشکر دوستای خوبی دارم اما هیچی نمیتونه من از این تنهایی جدا کنه.تنهایی نه اینکه کسی نباشه یعنی تنها کسی که تو این دنیا داريش نتونه بفهمه چی میخوای چی انتظار داري چی میگی...تنهام گذاشتی
عاشقتم

ادامه مطلب  

573  

شدم ی زن تنها‌...انقدر تنها که حتی توی دنیای مجازیم میشه تنهاییش حس کرد.کسایی میتونن حس کنن که جزئی از منن.خداروشکر دوستای خوبی دارم اما هیچی نمیتونه من از این تنهایی جدا کنه.تنهایی نه اینکه کسی نباشه یعنی تنها کسی که تو این دنیا داريش نتونه بفهمه چی میخوای چی انتظار داري چی میگی...تنهام گذاشتی
عاشقتم

ادامه مطلب  

سخته  

چقدر سخته با یه نفر آشنا شی بعد از یه مدت که همه وجودت شده بهت بگه من که نیومده بودم که بمونم...چقدر سخته کسی دلت رو بشکنه که یه عمری سعی کردی دلشو نشکونی...چقدر سخته زمین بخوری بعد بفهمی کسی نیست دستت رو بگیره بلندت کنه...چقدر سخته کسی رو دوس داشته باشی و از اون سخت تر اینه که اون تو رو دوست نداشته باشه...چقدر سخته از کسی که فقط به قلبت نیش و کنایه زده نگاه کنی و به جای اینکه به او چیزی بگی ساکت بشی چون بازهم اونو دوس داري...خیلی سخته نیازبه اغوشی داش

ادامه مطلب  

222_چتر...  

تو چتر داري...برای آسمان ابر گرفتهبرای پنجشنبه های ٱمیدواری!برای عصرهای جمعه اندوه باری...تو همان آخرین خبریهمان که شعر می سازیو نیمه شبها درهای بسته را باز می کنی!صدای تو رمز دارد!و تمام درهای بسته باز می شوند با ترنمت...از تو اشتیاق می آید...و زندگی بدون مرگ در تو موج می زند!که من صدای گرم خنده هایت رادر سومین شهر شنیده ام و مرگ را فراموش کرده‌ام!راستی از تو، تا قله های برفی مه گرفته چقدر راه است؟که مسیر تماشایت ،مرا از قرن هوشمندی به سالهای دو

ادامه مطلب  

222_چتر...  

تو چتر داري...برای آسمان ابر گرفتهبرای پنجشنبه های ٱمیدواری!برای عصرهای جمعه اندوه باری...تو همان آخرین خبریهمان که شعر می سازیو نیمه شبها درهای بسته را باز می کنی!صدای تو رمز دارد!و تمام درهای بسته باز می شوند با ترنمت...از تو اشتیاق می آید...و زندگی بدون مرگ در تو موج می زند!که من صدای گرم خنده هایت رادر سومین شهر شنیده ام و مرگ را فراموش کرده‌ام!راستی از تو، تا قله های برفی مه گرفته چقدر راه است؟که مسیر تماشایت ،مرا از قرن هوشمندی به سالهای دو

ادامه مطلب  

224_ تاریک ترین دره...  

.حتا لا به لای کوههای بلندروی انعکاس برف ها با آبی آسمان و این روزهای آخر اسفند، تو را می توان دید...تو چقدر زیادی...که با من به همه جا می آیی و باز هم تمام نمی شوی...و تمام احوالم از تو نشانه دارددلم که می گیرد به تو ربط دارد...بغض که می کنم به تو ربط داردخنده که می زنم...تو نقطه چین سیاه و سفید جاده هایی...همان که برای فهمیدنش با این ادراک، آفریده نشده ام!همان که محو شدن در تومرا به دستهای امن پدرم می رساند...همان که از قصه های قدیمی مادرم آغاز می شود...

ادامه مطلب  

224_ تاریک ترین دره...  

.حتا لا به لای کوههای بلندروی انعکاس برف ها با آبی آسمان و این روزهای آخر اسفند، تو را می توان دید...تو چقدر زیادی...که با من به همه جا می آیی و باز هم تمام نمی شوی...و تمام احوالم از تو نشانه دارددلم که می گیرد به تو ربط دارد...بغض که می کنم به تو ربط داردخنده که می زنم...تو نقطه چین سیاه و سفید جاده هایی...همان که برای فهمیدنش با این ادراک، آفریده نشده ام!همان که محو شدن در تومرا به دستهای امن پدرم می رساند...همان که از قصه های قدیمی مادرم آغاز می شود...

ادامه مطلب  

عجل وفاتی،شهادت حضرت زهرا،شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)  

عجل وفاتی،حضرت زهراشاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)..........................................عجل وفاتی،زهرای اطهرعجل وفاتی،دخت پیمبرعجل وفاتی،به حق حیدرعجل وفاتی،حق پیمبرای خالق من،به جان حیدرحاجت روا کن،دخت پیمبردلخسته و زار،همراه حیدرزخم زبان شد،سهم پیمبرغصب خلافت،از حق حیدرسیلی به کوچه،حق پیمبردستان بسته،شد سهم حیدرپهلو شکسته،دخت پیمبرشد بچه داري،در بیت حیدرشب ها زیارت،شد آه حیدراشک شبانه،شد کار حیدرغسل شبانه،خاتون محشرطفلان محزون،بر گ

ادامه مطلب  

 

زنت بهت شک میکنه این نشانه اینکه زیاد دوست داره و نمیتونه بروز بده... حس مالکیت داره...بهش اطمینان بده ک اون واست همه کسه... بگو اخه بدون تو کی ب دلم میشینه،بگو مادر بچه هامی خانوم زندگیمی...مقابل شکش توام منطقی با محبت بهش اطمینان خاطر بده... اگه زنتو راضی میکردی از محبت سیرابش میکردی همچین نمیکرد ...با محبت باش ،نازشو بکش، زنا ب نازکش نیاز دارن ن قلدور...نگو ک درکو فهم نداره تو ک درکو فهم داري بهش بفهمون لطفا... همین الان برو دستشو بگیر بگو بیا اتاق

ادامه مطلب  

 

زنت بهت شک میکنه این نشانه اینکه زیاد دوست داره و نمیتونه بروز بده... حس مالکیت داره...بهش اطمینان بده ک اون واست همه کسه... بگو اخه بدون تو کی ب دلم میشینه،بگو مادر بچه هامی خانوم زندگیمی...مقابل شکش توام منطقی با محبت بهش اطمینان خاطر بده... اگه زنتو راضی میکردی از محبت سیرابش میکردی همچین نمیکرد ...با محبت باش ،نازشو بکش، زنا ب نازکش نیاز دارن ن قلدور...نگو ک درکو فهم نداره تو ک درکو فهم داري بهش بفهمون لطفا... همین الان برو دستشو بگیر بگو بیا اتاق

ادامه مطلب  

میرسم  

اهنگ جدید سامان ویلسون و مهراد هیدن و سهراب ام جی
شاهنامه بگردی اسمم هست تو تاج داري ولی تو اسنپ چتشنیدم میگن لفظت عالیه گنگستری دادا چرا دخلت خالیه
اینجا توپا بسکتبالیه گنده بودنم که به گردشه مالیهسر مهمه زور کیلو چنده هرکی ام پول داره اون نیرومنده
دوتا چشمامو دوختم روش داغ شد و منم سوختم روشتا که خالی میشه زودتر توش سرکیسه شله ریختنم روش
تو هم ماله منی زودتر زود دوتا چشمامو دوختم روتتو هم ماله منی زودتر زود , تو هم ماله منی زودتر زود

ادامه مطلب  

میرسم  

اهنگ جدید سامان ویلسون و مهراد هیدن و سهراب ام جی
شاهنامه بگردی اسمم هست تو تاج داري ولی تو اسنپ چتشنیدم میگن لفظت عالیه گنگستری دادا چرا دخلت خالیه
اینجا توپا بسکتبالیه گنده بودنم که به گردشه مالیهسر مهمه زور کیلو چنده هرکی ام پول داره اون نیرومنده
دوتا چشمامو دوختم روش داغ شد و منم سوختم روشتا که خالی میشه زودتر توش سرکیسه شله ریختنم روش
تو هم ماله منی زودتر زود دوتا چشمامو دوختم روتتو هم ماله منی زودتر زود , تو هم ماله منی زودتر زود

ادامه مطلب  

تو در پی رقیبی دل در پی ات روانه (212)  

لبخند چشم مستت تصویر این ترانهشعر و شعور و شور و احساس شاعرانه خورشید دلپذیری در صبح دیدگانتلبخند دلپذیری با جذبه ای زنانهتسلیم یک نگاهم ای گل روا چه داريزندانی نگاهت در بند یک نشانهغرقم کجا بجویم آن ساحل مُداراتعمق نگاه خیست دریای بی کرانهشعری که از تو بود و از حسّ عاشقانهاز لحظه ای که رفتی تنها شده بهانه با اینکه رفته ای و در روزه ی سکوتمآتش کشیده امّا از عمق دل زبانهبا هق هق غرورش مردی که از تو

ادامه مطلب  

تو در پی رقیبی دل در پی ات روانه (212)  

لبخند چشم مستت تصویر این ترانهشعر و شعور و شور و احساس شاعرانه خورشید دلپذیری در صبح دیدگانتلبخند دلپذیری با جذبه ای زنانهتسلیم یک نگاهم ای گل روا چه داريزندانی نگاهت در بند یک نشانهغرقم کجا بجویم آن ساحل مُداراتعمق نگاه خیست دریای بی کرانهشعری که از تو بود و از حسّ عاشقانهاز لحظه ای که رفتی تنها شده بهانه با اینکه رفته ای و در روزه ی سکوتمآتش کشیده امّا از عمق دل زبانهبا هق هق غرورش مردی که از تو

ادامه مطلب  

به پل بند ...  

 
به پلبند می روم گندم بکارم              خبر از دختر بیگم بیارم
به ضق چیشکای دوست و دشمن                طنو و تیشه و هیزم بیارم
**********
به پلبند می روم مِندَو بکارم               خبر از خوهَر خسرو بیارم
هزاران دوست و دشمن در کمین اند          گل پژمرده را اِشطَو بیارم؟
**********
به پلبند می روم که نان بیارم              خبر از خوهَر رحمان بیارم
خبر از خوهَر رحمان چی باشه                    مُرُم که زیره از کرمان بیارم
**********
به پلبند می روم ش

ادامه مطلب  

به پل بند ...  

 
به پلبند می روم گندم بکارم              خبر از دختر بیگم بیارم
به ضق چیشکای دوست و دشمن                طنو و تیشه و هیزم بیارم
**********
به پلبند می روم مِندَو بکارم               خبر از خوهَر خسرو بیارم
هزاران دوست و دشمن در کمین اند          گل پژمرده را اِشطَو بیارم؟
**********
به پلبند می روم که نان بیارم              خبر از خوهَر رحمان بیارم
خبر از خوهَر رحمان چی باشه                    مُرُم که زیره از کرمان بیارم
**********
به پلبند می روم ش

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
ورود به کانال تلگرام