تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


سراب  

 
گفته بودی باز می بینم تو را
آنقدر می بوسمت تا تر شوی
آب رویم را سرابی کرده ام
تا تو از این خواب زیباتر شوی
ناخودآگاهم که از این روزگار
ساختم تنها رفیقی بی دروغ
جاده روشن بود تا چشمم گرفت
 رفتی و دنیای من شد بی فروغ
کاش می شد رفت و جا خوش تر نکرد
از عبور قافله غافل نشد
کاشکی هم عاقبت دل می گرفت
عاقبت ای وای... این دل، دل نشد.

ادامه مطلب  

دو وسیله ی مهم برای عاقبت بخیری!  

طبق آموزه های اسلامی یکی از مهمترین دعاهایی که انسان باید بکند عاقبت به خیری است همانگونه که امام سجاد علیه السلام در دعای مکارم از خداوند می خواهند او را به راه حق هدایت کند: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ مَتِّعْنِی بِهُدًی صَالِحٍ لَا أَسْتَبْدِلُ بِهِ، وَ طَرِیقَه حَقٍّ لَا أَزِیغُ عَنْهَا» (صحیفه سجادیه/ دعای 20) عاقبت به خیری آنقدر با اهمیت است که یکی از درخواست ها و دعاهای اولیای خدا، مسلمان مردن است. همان

ادامه مطلب  

بیم و امید  

بیم و امید
خدا تو قرآنش هم آدم ها رو به آینده امیدوار می کنه و هم عاقبت کارهای بد رو می گه و می ترسونتشون. دید ما هم باید به ینده همین طوری باشه. هم امید داشته باشیم و هم از عاقبت تلاش نکردم بترسیم و اجازه ندیم یکی از اینها بر دیگری غالب بشه. 
به آینده مثل یک راز نگاه کن. کی می دونه آینده چه اتفاقی میفته؟ شاید حال روحیت عالی باشه و احساس خوشبختی ایی رو تجربه کنی که هیچ کس تجربه نکرده باشه.
هیچ وقت نترس و به دل خطر ها برو  و هیچ وقت به خودت برچسب نزن

ادامه مطلب  

چند نکته قرآنی برای عاقبت بخیر شدن 95/9/2  

چند نکته قرآنی برای عاقبت بخیر شدن               
از یاد نبریم که دنیا بازی است، درست مثل بازی فوتبال، در بازی فوتبال هیچ کس نمی داند که کدام تیم پیروز از میدان بیرون می رود، چون گاه حتی در ثانیه های اضافی تیمی خواهد برد و یا خواهد باخت.عمر انسان مجموع لحظات است و یکی از آن لحظات همان لحظه آخر و پایانی عمر انسان است. انسان باید تلاش کند که در آن لحظه در حالی باشد که دارای ایمان کامل و توبه مقبوله باشد و اگر ذرّه ای کوتاهی و بی مبالاتی کند امکان دا

ادامه مطلب  

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد  

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شدکاسه ی صبرم از این دیر آمدن لبریز شد.تیر دیوانه شد و مرداد هم از شهر رفتاز غمت شهریورِ بیچاره حلق آویز شد.مهر با بی مهری و نامهربانی میرسدمهربانی در نبودت اندک و ناچیز شد.بی تو یک پاییز ابرم، نم نمِ باران کجاست؟بی تو حتّی فکر باران هم خیال انگیز شد.کاش میشد رفت و گم شد در دل پاییز سردبوی باران را تنفّس کرد و عطر آمیز شد

ادامه مطلب  

ظاهر پرست...  

آن بهشت که مرا از جنت دورم کرد 
اندک اندک سوزاند و عاقبت دودم کرد
آن خالب که مرا از خالقم دورم کرد
ساده بودم با دود خود کورم کرد
به ظاهر اندیشیدم و باطن باب نبود
لحظه ای دیدم رخ تابانش دگر در دلم تاب نبود
آری آن ظاهر پرست زاهق شده منم
درون کبود چون زاغ منم
هر کی چو من دنبال سیما بود خوار شود
آغاز سرور و عاقبت بسته به چوبه دار شود...
        ’وحید ملایی’

ادامه مطلب  

شهید محمد زلقی  

کیه کلام بسیاری از پیرمردها و پیرزن های شهرم،  وقت سلام و خداحافظی و آن هنگام که می خواهند دعایت کنند این است که «عاقبتِت خیر! »
حتی آن گاه که یک لیوان آب می دهی دستشان ، یا دستشان را می گیری تا از زمین بلند شوند و یا هر کار کوچکِ دیگری که برایشان انجام دهی باز هم می گویند : «عاقبتِت خیر» و چه تکیه کلام زیبا و چه دعای بزرگ و پرمحتوایی است همین دو کلمه، که اگر همین دو کلمه دعا در حقت مستجاب شود، دیگر چیزی کم نخواهی داشت.
 
 
 
و این عاقبت بخیری شاید

ادامه مطلب  

بار گناهانمان را خود بر دوش می کشیم؟  

کوچک بودم که شنیدم هویدا در دادگاه انقلاب اینگونه می گفت :(نقل به مضمون) من هیچ کاری را بدون دستور(شاه) انجام نداده ام و من فقط مجری و نه آمر بوده ام.در واقع هویدا از خود و کرده ها و ویرانی ها و چه بسا آبادانی هایی که کرده بود سلب اختیار می کرد تا از حکم مرگ دادگاه رهایی یابد ولی هیچگاه این چنین نشد و هویدا اگرچه نخست وزیری نسبتا موفق, حداقل در ظاهر اقتصاد و کشورداری بود ولی به آتش خشم انقلابیون و در اثر آنکه در روزگاری که باید عاقبت خویش را می نگ

ادامه مطلب  

آسمان قفس  

((آسمان قفس))عاقبت روزی از اینجا می رومآسمان ، زیر قفس تکراری است      مرغ حق با مرغ غم گفت چنین ؛  مرغ غم با عینک نخوت به چشم          تکیه بر میل قفس                    دست بر پهلوی انکار از او می پرسید:به کجا خواهی رفت؟زیر آن سرو قطور روی ناژوی غرورپشت آن کوه صبوریا که دریای بلورآسمانِ همه جا یکرنگ است!                      مرغ حق در زیر لب زمزمه کرد:                      حظّ پرواز اگر دانستی                     خط پرگار نمی بایستی  

ادامه مطلب  

بزن تا برویم  

تا که یارو سر کار است بزن تا برویم تا در او مهره ی مار است بزن تا برویم زدن و بُردن وخوردن چقدر می چسبد نزدن کار حمار است بزن تا برویم توی آن بانک برای من بیچاره ی زار دوسه میلیارد دلار است بزن تا برویم سال ها دل طلب پول کلفتی می کرد ناظرش مست و خمار است بزن تا برویم اختلاس است اگر اسم زدن باکی نیست چون فقط داد و هوار است بزن تا برویم چند سال است کمین کرده ام و منتظرم حال هنگام شکار است بزن تا برویم تا به لطف رفقا سفره ی ما الوان است فصل پاییز، بهار

ادامه مطلب  

ضربالمثل از خشم  

خشم اولش نادانی و آخرش پشیمانی است.
از کوره در رفت.
خشم کار شیطان است
خشم بدون قدرت حماقت است .
خشم شمشیر تیز وبران است .
خشم مثل سنگی است که به لانه ی زنبور انداخته می شود  .
عاقبت خشم پشیمانی است.
با دوستان بساز و بر دشمنان بتاز.
خشم جنون لحظه ای است .

ادامه مطلب  

 

هه 
خدا اخر و عاقبت هممون رو بخیر کن
نه من مثل شما نیستم
این همه پسر برین دنبال یکی که پایه ست
من عشقمو دوست دارم و نمیخوام بهش خیانت کنم 
⭐️با هیچکس نبودن بهتـر ازبودن با فردی بی لیاقت استگاهی کسانی کهانفرادی پرواز میکنندقویترین بالهارا دارند....
#ویکتور_هوگو
خدافظ

ادامه مطلب  

 

در ره افتاد و من از دنبال ویشاد می رفتم بدی نی ، بیم نیدر پی او سیرها کردم بسیاز همه دور و نمی دیدیم کسیچون که در من سوز او تاثیر کردعالمی در نزد من تغییر کردعشق ، کاول صورتی نیکوی داشتبس بدی ها عاقبت در خوی داشتروز درد و روز ناکامی رسیدعشق خوش ظاهر مرا در غم کشیدناگهان دیدم خطا کردم ،‌خطاکه بدو کردم ز خامی اقتفا

ادامه مطلب  

شب سرد آذر و شعر  

یک درخت پیرم و سهم تبرها می‌شوممرده‌ام، دارم خوراک جانورها می‌شوم
بی‌خیال از رنج فریادم تردّد می‌کنندباعث لبخند تلخ رهگذرها می‌شوم
با زبان لال خود حس می‌کنم این روزهاهم‌نشین و هم‌کلام کور و کرها می‌شوم
هیچ‌کس دیگر کنارم نیست، می‌ترسم از ایناین‌که دارم مثل مفقودالاثرها می‌شوم
عاقبت یک روز با طرز عجیب و تازه‌ایمی‌کشم خود را و سرفصل خبرها می‌شوم!
نجمه زارع

ادامه مطلب  

 

واژه در واژه از دل میدان
غزلی را سپید آوردند
باز هم از مدافعان حرم
یک جوان شهید آوردند
یک جوان با هزار شور و شعور
روز آخر ولی «زهیر» شده
زیر تابوت، مادرش می‌گفت:
پسرم عاقبت به خیر شده…
مثل ابر بهار می‌بارید
غربت ماه در دل شب را
پسر با تعصبم می‌گفت :
نکند قبر عمه زینب را…
عاقبت طاقتش تمام شد و
دل به دریا زد و فدایی شد
پسر کربلا نرفته‌ی من
سوریه رفت و کربلایی شد
شکر حالا شنیده‌ام که حرم
شده از دست دشمنان  آزاد
پسر من که جای خود دارد
جان عالم  فد

ادامه مطلب  

ققنوس...  

از همه چیز عبور کردم و به دشوارترین مرحله زندگیم رسیدم...
چیزی شبیه به خارج شدن از چاه یا دالانی دهشتناک...
خوشحالم...، چیزی که برایم اهمیت حیاتی دارد، ندایی است که من بعد از پانزده سال شنیدم...
"این بار من و تو با هم هستیم، حرکت کن" 
اگر این بار بتوانم که می توانم، شگرف ترین تجربه روح یک زن را با شمابه اشتراک می گذارم...
فقط این را بگویم مرگی بی امان، دردی جانکاه و زخمی عمیق در این حرکت مقدس شفا خواهد یافت...
اکنون تدبیر تمامی درختان کهنسال و متواضع م

ادامه مطلب  

مرگ  

امروز یه چیزی دیدم که دیدم نسبت به زندگی عوض شد.....
 
یه جایی رفتیم که شبیهه اون دنیا بود....
 
ترسیدم....
از همه کارایی که تو این هجده سال کردم....
از اون دنیام ترسیدم.....
خدایا من با خودم چند چندم؟!؟!؟!
خدایا ینی اخر عاقبت من چی میشه...
چجوری از دنیا میرم؟!؟!
 

ادامه مطلب  

صبر كن حافظ به سختى روز و شب عاقبت روزى بيابى كام را  

كاش این كنكور لعنتى خوب تموم شه ، كاش منم احساس خوشحالى بكنم 
كاش بشه زحمتام بى جواب نمونه 
سه سال سختى بود یا شایدم چهار سال سخت …
خیلى اذیت شدم …
همه فقط انتظار دارن 
قطعا این همه فشار رو نمى تونن تحمل كنن ولى از من انتظار دارن 
و این خیلی اعصاب خورد كنه 
 

ادامه مطلب  

 

آه دلت از جنس الفبا که نباشد..
زیر سرت انگیزه ی فردا که نباشد..
 
از پیش و پس ات خار برویندو بیابان:
هیچ آیه ای از سوره ی دریا که نباشد..
 
کز میکنی از ترس خودت ،کنج غزل هات،
گل می کند آوار تو در ،خاک "نباشد"..
 
بی صاحب ما طفل حرامی است که باید:
اسمش بشود "فاجعه" ،بابا که نباشد..
 
ما پرده نشین غم عشقیم،وگرنه:
دردیده ی ما خواب تو حاشا که نباشد..
 
شمعیم که با باور تاریکی مطلق:
با نور درآمیخت خودش را،که نباشد..
 
ما اولمان غم شد و همواره یمان ،غم
غم عاقبت کا

ادامه مطلب  

هرچه میخواهد دل تنگت بگو  

اندکی غم داشت چشمان تو، حالا بیشتر
زندگی با عشق اینطور است: پرتشویش‌تر
 
خویشتن‌داری و این خوب است اما فکر کن
روزگاری می‌رسد من با تو قوم و خویش‌تر…!
 
گاه با امواج گیسو، گاه با یک طرّه مو
گاه نیش کوچکی کافی‌ست، گاهی نیش‌تر
 
یک نظر گفتند در اسلام تنها جایز است
حیف! با حسرت دلت را می‌شد از این ریش‌تر…
 
احتیاجی نیست با من آبروداری کنی
من تو را آشفته‌تر هم دیده‌بودم پیش‌تر
 
هرچه می‌خواهد دل تنگت بگو با آنکه من
مطمئنم تو از اینها عاقبت

ادامه مطلب  

حافظ خوانی  

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
 
من اگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش
هر کسی ان درود عاقبت کار که کشت
 
همه کس طالب فیضند چه هوشیار چه مست
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت
 
سر تسلیم منو خشت در میکده ها
مدعی گر نکند فهمسخن گو سر و خشت
 
نا امیدم مکن از سابقه لطف ازل
تو پس پرده چه دانی که که خوبست و که زشت
 
نه من از پرده تقوا بدر افتادم و بس
پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
 
حافظا روز اجل گر به کف اری جامی
یک سر از ک

ادامه مطلب  

زایر اربعین امام حسین علیه السلام عاقبت به خیر میشود...استاد فاطمی نیا  

روز اربعین ، زیارت اربعین را بخوانید. اما زیارت اربعین را باید با دقت بخوانیم و به معانی آن توجه  كنیم.لازم است که یک شیعه  معنای زیارت اربعین را بفهمد تا فلسفه ی نهضت امام حسین (ع) را درك كند!در این زیارت میخوانیم :"وبذل مهجته فیك لیستنقذ عبادك من الجهاله "امام حسین(ع) جان در كف نهاد تا بندگانت را از  نادانی برهاند!فلسفه ی نهضت سیدالشهداء (ع) این است كه ما از نادانی وضلالت خارج شویم!معارف بلند وبالایی دراین زیارت شریف هست كه باید در آنها تامل شو

ادامه مطلب  

نمیدانم  

 
 
گفت فرزندم را تنها به خانه گذاشته ام تا این دستمال ها را بفروشم ، دستمال ها گران بود ولی آن را خریدم
یادم نمی آید مرا چه دعایی کرد ! بلند دعایم کرد و رفت! شاید سر منزل آن دعا فصل دوستی بی عاقبت ما 
بود!
 
امشب که فهمیدی دروغ گفته بودم ! و من پاسخی برای تو نداشتم! جز سکوت!
اصلا خوب است شاید اینگونه به خیر و صلاح است ! بگذار هرچه میخواهد بشود! اصلا هرچه بادا باد!
سکان را به ناخدا بسپار!
 
 

ادامه مطلب  

دست به دست  

 
قلب من دستِ تو بود،حیف افتاد شکست حیف این عاشقیم،راه تردید نبست
حیف افتاد زمین،حیف تر هم اینکه این دل افتاده، میشود دست به دست
دست ِمستی افتاد، غرق انگورش کرد ریسمان دل را، بر درِ میکده بست
دست عاقل افتاد، دل به خود گفت ای وای عاقبت شد دل من ، پست تر از هر پست
دست ساقی افتاد، پیکر خسته ی دل یک نفس زد ساقی،او دوباره شد هست
دست پیری افتاد، شاد گردید و جوان مثل موجی زیبا، از دل دریا جست
دست رندی افتاد، این دل بیچاره اندکی هشیار و اندکی هم شد مست


ادامه مطلب  

به خداحافظي تلخ تو سوگند، نشد ...  

به خداحافظی تلخ تو سوگند، نشد كه تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشدلب تو میوه ی ممنوع، ولی لب‌هایم هرچه از طعم لب سرخ تو دل كند، نشدبا چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ كس! هیچ كس اینجا به تو مانند نشدهركسی در دل من جای خودش را دارد جانشین تو در این سینه خداوند نشدخواستند از تو بگویند شبی شاعرها عاقبت با قلم شرم نوشتند، نشد!

ادامه مطلب  

گاهی اوقات....  

حال این روزهای من خوب است...چقدر از استرس هایم کم شده...چقد از ترس ها و نگرانی هایم کم شده...حال این روزهایم را مدیون خدای قشنگی هستم که حتما گناهانم را نادیده گرفته....
گاهی اوقات می آیم و اینجا هی مینویسم...مینویسم و ذوق میکنم...بعد پاکش میکنم...
شاید کسی با خواندن نوشته های من دلش بگیرد....یاد خودم میوفتم....
خدای قشنگم دختران و پسران سرزمین مرا خوشبخت کن و عاقبت بخیر...
و همچنین من و او.....
خدایا او را دوست دارم....

ادامه مطلب  

زن كه باشى ....!  

زن که باشی،عاقبت یک جایی، یک وقتی به قول شازده کوچولودلت اهلیهِ یک نفر می شود!...تو می مانی و دلتنگی ها،تو می مانی و قلبی که لحظه های دیدار تندتر می تپد. سراسیمه می شوی،بی دست و پا می شوی، دلتنگ می شوی،دلواپس می شوی،دلبسته می شوی؛و می فهمی،نمی شود "زن" بود و عاشق نبود...

ادامه مطلب  

خط عشق  

چند خطی بنویس، قصه ی دلبریش می خرد قلب سپید، چشم خاکستریش
می برد موی سیاه ،تا کجا قلب مرا چون مسافر شده ام، میکشم روسریش
راستی قصه چه بود؟آن همه مستی من این همه گریه ی ناب،خنده ی سرسریش
حیف شد حیف ولی،آرزو کردم و شد او شده غمزه فروش، من شدم مشتریش
چشم او مست شده،مست تر از دل من پلک بر هم زدنش، حربه ی آخریش
همچو تصویر غروب،جلوه کرده امشب بر دل منتظرم، نقش انگشتریش
روی مرداب نشست،مثل یک گل نفسش نفسش زیبا بود، گل نیلوفریش
عاقبت یادم رفت،دوستت

ادامه مطلب  

میلاد با سعادت منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود(عج) مبارک باد.....  

عاقبت یک روز مغرب محو مشرق می شودعاقبت غربی ترین دل نیز عاشق می شودشرط میبندم زمانى که نه زود است و نه دیرمهربانى حاکم کل مناطق می شود.اللهم عجل لولیک الفرج
 
چه شود بیاید آن روز که به تو رسیده باشم / به هوای دیدن تو ز هوا رهیده باشم
همه عمر من به یاد تو گذشته نازنینا / نکند که من بمیرم و تو را ندیده باشم . . .
(به امید ظهورش ، میلاد آقا مبارک)

ادامه مطلب  

 

من عاقبت ستاره ی خود را شناختم
در یک شب غریب و مه آلود مانده بود
چشمش به ماه بود که ابری سیاه دل
دستی به روی چهره ی ماهش نشانده بود
****
او تک ستاره بود در آن شب در آسمان
تنهاترین ستاره که دیگر نفس نداشت
از لحظه ی هجوم خیانت دگر دلش
میلی به آب و دانه ی خوب قفس نداشت
****
آهی کشید و از قفس آسمان گریخت
در خاک سرد و تیره چو اشکی فرو چکید
تنهاترین ستاره ی شب ها غروب کرد
دیگر ستاره ای پس از او عشق را ندید
****
امشب منم که در قفس تنگ شعر خویش
از آن ستاره ی دل خود

ادامه مطلب  

غزل...  

 
به سر دویده ام این بار پای دلداری
که بازشسته به خونم دو دست بیزاری
تمام بخت من آن ست یک کرشمه او
وفا کند به سرانجام این گران باری
حدیث قند مکرر که گفته شیخ اجل
سبب شود نسرایم سرود تکراری
قسم به حرمت این شعر، نای گفتن نیست
وگرنه تازه کنم وصف حال بیماری
غزل غزل به غزالی رمیده می مانم
که در نگاهِ پلنگی ست بعد بیداری
شکفته ام به بهاری که ساده می آید
ترانه سرکنم از این بهار هشیاری
ز گلستان نگاری گزیده ام لب و لعل
که دیگراز تو نشانی نمی دهد، باری
ازی

ادامه مطلب  

شبانه  

شب که از ساز دلم ناله برخیزد نغمه ها در جانِ من شعله میریزدسر به دیوار غمت میگذارد دل اختران را تا سحر می شمارد دلیک ستاره میشود روشن و خاموش همچو من گویا کِشد بار غم بر دوش تا سحر,
       در سفر,
               از دلِ شبها,
                              یکّه و تنها,
                                      اخترِ من گه نهان, گه شود پیدا عاقبت گیرد شبی این سفر پایان اختر عُمرم شوَد از نظر پنهان 
تا سحر,
       در سفر,
               از دلِ شبها,
                       

ادامه مطلب  

عشق  

 بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می کوبد رونده باشامید هیچ معجزی ز مرده نیست ، زنده باش . . .وقتی از رابطه دوستی ، بعضی ها به مسائل جنسی فکر میکنند !و بعضی ها به شارژ ایرانسل ! ، درک میکنی که تنهایی هم زیاد بد نیست . . .زندگی یعنی :ناخواسته به دنیا آمدنمخفیانه گریستندیوانه وار عشق ورزیدنو عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمیپذیرد ، مردن . . .***در زمین عشقی نیست که زمینت نزند ، آسمان را دریاب . . .****

ادامه مطلب  

بی ستون  

 
بی ستون این سقف پابرجا نخواهد ماند
دیر هنگام است، این دل جا نخواهد ماند
قلب خورشید از غرور شب نخواهد مرد
عاقبت بیداد هم اینجا نخواهد ماند.
جام فرهاد از شرنگ کوه شد لبریز
بیستون  بی تیشه پرغوغا نخواهد ماند
بیش از این بر سقف رویاها  مزن  سنگی
شور شیرین تا ابد مانا نخواهد ماند.

ادامه مطلب  

هواي اربعين در اشعار فارسي  

من از کودکی عاشقت بوده ام(یا حسین)(ع)
من از کودکی عاشقت بوده ام قبولم نما گرچه آلوده ام مبادا برانی مرا از درت به بازوی بشکسته مادرت به عشق تو هرکس که منسوب شد اگر بد بود عاقبت خوب شد غمت حاصل زندگانی من به راه تو طی شد جوانی من من از ریزه خواران خوان تو ام اگر چه بدم میهمان توام به عشقت از آن دم که خو دادی ام به چشم همه آبرو دادی ام ز در راندگانت حسابم مکن گدایم، کرم کن – جوابم مکن ازین رو سپیدم بر داورم که من هم سیاهی این لشگرم شاعر :حاج علی انسان

ادامه مطلب  

نیمه مهر  

چی بگم.....
ایمان دلش خیلی تنگه
خیلی
تنها جایی ک یخرده اروم میشم این صندلی لعننیه
تنها وقتی ک میتونم جلو بغضمو بگیرم وقتیه ک به این لعنتی پک میزنم
این تیر لعنتی
تموم زندگیم شد لعنتی که!!!
چقد خوب بودم وقتی ک بود
چقد دستاش بهم ارامش میداد
چقد حرفاش ارومم میکرد
بودنش چه خوب بود
این زندگی لعنتی کی میخاد بخنده بهم
بگه اقا ایمان بفرما ...بیا اینی ک میخاستی
تا کی سر ناسازگاری داره باهام
ولی 
من عاقبت شکستش میدم
میترسم که اون وقت خیلی دیر شده باشه
خیلی....

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
ورود به کانال تلگرام