تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


کلیشه  

ولو میشه رو تختش توی خوابگاه و خودشو پرت میکنه بین کتاب های پاره پوره ای که از خونه کول کرده اوردهتنها همدم هاش شدن یه مش کتاب و یه گوشی که از اونم خسته شده.صبا پا میشهتنهایی چای دم میکنه،کتاب میخونهظهرا تنهایی نماز میخونهناهار ميخورهباز تنهایی چای ميخورهکتاب میخونهتنهایی نماز میخونهشام ميخوره..شایدم نخورهمیخوابه...شایدم نخوابهشاید اروم زیر پتوش گریه کنهجوری که کسی نفهمه...
نقطه

ادامه مطلب  

کلیشه  

ولو میشه رو تختش توی خوابگاه و خودشو پرت میکنه بین کتاب های پاره پوره ای که از خونه کول کرده اوردهتنها همدم هاش شدن یه مش کتاب و یه گوشی که از اونم خسته شده.صبا پا میشهتنهایی چای دم میکنه،کتاب میخونهظهرا تنهایی نماز میخونهناهار ميخورهباز تنهایی چای ميخورهکتاب میخونهتنهایی نماز میخونهشام ميخوره..شایدم نخورهمیخوابه...شایدم نخوابهشاید اروم زیر پتوش گریه کنهجوری که کسی نفهمه...
نقطه

ادامه مطلب  

مادر شهید معماریان  

امروز مادر شهید معماریان مهمون شهر ماست، داشتم توی خیابون رد میشدم و به سمت خونه مون می رفتم که یکی از آشناها رو دیدم که میزبان این خانم هستند. منو صدا زد و گفت مادر شهید معماریان اینجا توی مهمونسراست برید یک سری بهشون بزنید.
منم گفتم چشم و راهمو به سمت مهمونسرا کج کردم. وقتی به اتاقشون رفتم دیدم چند تا از دوستان و آشناها هم پیششون هستند. دوستم که از دیشب مادر شهید رو همراهی کرده گفت از دیشب تو فکر تو بودم و می خواستم بهت زنگ بزنم که بیای اینجا،

ادامه مطلب  

فتوسنتز:))ایشه  

+عمو زنگ زد
میگه اصفهانم
میگم خب :|بسلامتی
میگه فتوسنتزو اشکال داری
میگم اشکال؟ حالم ازش بهم ميخوره
میگه لیاقت نداری اصن :|
بلند میگم حالم از هرچی گیاهه بهم ميخوره
سعی میکنه خونسرد باشه 
از اون نفس کشدار و پوفــ بلندش مشخصه
+کمپبل قسمت سلول درباره ی تنفس سلولیو فتوسنتز نوشته بشین بخون
بازم نفهمیدی بمون تا اخرهفته خونم
بعدم میزنه قط میکنه
 
سرمو که بالا میارم رز زل زده بهم
نیشخندی میزنم
چشم غره میره
.....
 
 
:/ ینی برای ی فتوسنتز باید برم کتاب مرج

ادامه مطلب  

فتوسنتز:))ایشه  

+عمو زنگ زد
میگه اصفهانم
میگم خب :|بسلامتی
میگه فتوسنتزو اشکال داری
میگم اشکال؟ حالم ازش بهم ميخوره
میگه لیاقت نداری اصن :|
بلند میگم حالم از هرچی گیاهه بهم ميخوره
سعی میکنه خونسرد باشه 
از اون نفس کشدار و پوفــ بلندش مشخصه
+کمپبل قسمت سلول درباره ی تنفس سلولیو فتوسنتز نوشته بشین بخون
بازم نفهمیدی بمون تا اخرهفته خونم
بعدم میزنه قط میکنه
 
سرمو که بالا میارم رز زل زده بهم
نیشخندی میزنم
چشم غره میره
.....
 
 
:/ ینی برای ی فتوسنتز باید برم کتاب مرج

ادامه مطلب  

49ضرب المثل  

1با آل علی هر كه در افتاد ، ور افتاد .
2 با اون زبون خوشت، با پول زیادت، یا با راه نزدیكت !
3 با این ریش میخواهی بری تجریش ؟
4 با پا راه بری كفش پاره میشه، با سر كلاه !
5 با خوردن سیرشدی با لیسیدن نمیشی !
6 باد آورده را باد میبرد !
7 با دست پس میزنه، با پا پیش میكشه !
8 بادنجان بم آفت ندارد !
9 بارون آمد، تركها بهم رفت !
10 بار كج به منزل نمیرسد !
11 با رمال شاعر است، با شاعر رمال، با هر دو هیچكدام با هرهیچكدام هر دو !
12 بازی اشكنك داره ، سر شكستنك داره !
13 بازی باز

ادامه مطلب  

تهوع  

احساس گه عن تهوع آور خون آلوده عنییییییی دارم در این حد که دلم میخواد کلمو صد بار بزنم تو در و دیوارحالم از همه چی و همه کس ببهم ميخوره دوست دارم انگشت کنم تو دهنم هرچی خوردم بالا بیارم اصلا دلم میخواد صد سال غذا نخورم دلم میخواد هرچی دم دستمه بشکنم حالم ازت بهم ميخوره تو یه کثافتی اشغالی کاش من نبودم آره تا حالا به این فکر کردم که من نبودم اونوقت زندگی تخمی لجن آشغال حرومزاده تو چطوری بود و لعنت به پدر و مادرت و هفت جدت از بیزارم تو یه هرزه بدک

ادامه مطلب  

 

ببین من دلخوشم به همون خوابایی که ازت دیدم حالا هر چقدرم دنیامون از هم دور باشه و نشه که بشیم مال هم اما اون خواباام به واقعیت پیوند ميخوره ینی تنها خاطره ی دو نفره ای که با هم داریم همونه که چندسال پیشا توی خونتون دو نفری تنها شکلات درست کردیم
 

ادامه مطلب  

محبت  

آدم پاچه هم ميخوره ، پاچه آدمی مثل تو رو بخوره
ع خ گفت
حالم خوب نبود امروز.. همش قربون صدقه من رفت تا من بخندم. آخرم خندیدم و باهاش خوب شدم.
منو حفظه!
یه چیزی رو فهمیدم.
امروز حالم خوب نبود. به خانوم صن صبح سلام نکردم. دوبار از کنارش همینطوری رد شدم. اونم ناراحت شد. طاقت نیاورد. آخر در اتاقمو باز کرد گفت چطوری؟ گفتم خوبم مرسی و از این حرفا.. حالش گرفته شده بود. گفت میخوام لوبیاپلو درست کنم. گفتم اتفاقاً ما هم دیشب خونه خواهرم لوبیاپلو خوردیم و بعد ح

ادامه مطلب  

تا کی؟؟؟  

ای خداااااااااااااا.... دیگه حالم داره ازش بهم ميخوره. کاش میشد از اینجا برم، از حرفاش..کاراش... اون یکی... ازشون بدم میااااااااااااااادددددددددددددددددددددددددددددددددد... روز به روزم فقط داره اوضاعشون بهتر میشه. چراااا؟؟؟؟ منکه نمیفهمم. فقط حالم داره از همه چی این زندگی لعنتی بهم میخوررررررررره، فقط همین..... من خیلییییی خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییی خستمممممممممممممم

ادامه مطلب  

 

متنفرم از خودم!
بیزارم از این احساس!
حالم ب هم ميخوره از این حال داغون!
ای کاش میشد هر چی عشق و دوست داشتن و دلتنگیه، همه رو ی جا بالا بیاری...
ای کاش میشد دوسش نداشته باشم...
ای کاش عشق وجود نداشت...
ای کاش دلتنگش نبودم...
بیزارم ازش...
دلگیرم ازش...
ای کاش انقد بی رحم نبود...
ای کاش انقد بی رحم نبودی...
ای کاش یکم دوسم داشت.......................
حتی شده فقط ی دقیقه...
خدایا!
حال من خوب نیست...
خوب نیستم...

ادامه مطلب  

اینم امروز  

امروز از اون روزاست که حالم از خودم بهم ميخوره. میخوام اصلا نباشم. از قیافم.... از زندگیم.... من چیکارکنم با خوووودددممممم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اااااااااااااه... دارم روانی میشم. اصلا هیچی نمیتونه حال منو خوب کنه؛ هیچییییییییییییییییییییییییییییییییییی و هیچکککککککککککککس.......... کی همه چی تموم میشه که راحتشم؟؟؟ کاش میشد برم یه جای دووووووووووووور که هیچکس منو نشناسه و تنهای تنها واسه خودم باشم :(

ادامه مطلب  

31  

سرماخوردگی خیلی خره....
امروز حالم از خودم ب هم ميخوره...از درد ن میتونم بیرون برم ن تو خونه کاری کنم...فقد افتادم تو رختخواب...اینقد سریال دیدم و رمان خوندم چشامم درد گرفته...خیلی حال گوهیه...تنها کاری ک میکنم به تلگرامم و اینجا سر میزنم
+نمیخام جمعه برم....تنها امیدم واسه رفتن اینه برم اونجا واسه عید خرید کنم

ادامه مطلب  

31  

سرماخوردگی خیلی خره....
امروز حالم از خودم ب هم ميخوره...از درد ن میتونم بیرون برم ن تو خونه کاری کنم...فقد افتادم تو رختخواب...اینقد سریال دیدم و رمان خوندم چشامم درد گرفته...خیلی حال گوهیه...تنها کاری ک میکنم به تلگرامم و اینجا سر میزنم
+نمیخام جمعه برم....تنها امیدم واسه رفتن اینه برم اونجا واسه عید خرید کنم

ادامه مطلب  

مرد  

الان بهم خبردادن ک سمیه مرد.سمیه ی زن جوان بیستوچن سالس ی بچه کوچیکم دارع باشوهرش داشتن مسافرت میرفتن ک وسط راه دعواشون شدوشوهره تصادف کردوسمیه رفت توکما بعدچن ماه بهوش اومده بودنمیدونم چیشدیهوکه بم خبردادن تموم کرده.بیچاره بچه اش یتیم شد.شوهراولش سرطان داشتومرده بود.خودشم مردحالا این بچه هم تنهاشدمثه تقدیرمن.
حالم ازجاده هابهم ميخوره.یه بچه دیگه ام داره ک اونوازش جداکرده بودن پیش عمه هاشه.
خدارحمتش کنه بدجوردلم گرفته

ادامه مطلب  

مرد  

الان بهم خبردادن ک سمیه مرد.سمیه ی زن جوان بیستوچن سالس ی بچه کوچیکم دارع باشوهرش داشتن مسافرت میرفتن ک وسط راه دعواشون شدوشوهره تصادف کردوسمیه رفت توکما بعدچن ماه بهوش اومده بودنمیدونم چیشدیهوکه بم خبردادن تموم کرده.بیچاره بچه اش یتیم شد.شوهراولش سرطان داشتومرده بود.خودشم مردحالا این بچه هم تنهاشدمثه تقدیرمن.
حالم ازجاده هابهم ميخوره.یه بچه دیگه ام داره ک اونوازش جداکرده بودن پیش عمه هاشه.
خدارحمتش کنه بدجوردلم گرفته

ادامه مطلب  

18  

بدترین حال رو دارم. پریروز "ا" رو دیدم. خوب بود. اما تحت تاثیر حرفای اطرافیان ریدم به همه چی.چکار میکردم خب؟! اونا باید منو واسه دیدنش میبردن.من که تو تهران نمیتونم جایی برم!خلاصه دیشب با دلخوری و ناراحتی و اعصاب داغون ازش خداحافظی کردم.اونم منو تو تلگرام بلاک کرد!هه.
دیگه واسه هیچکس تره هم خورد نمیکنم.مخصوصا آدمای معروف و احمق و کوته فکری مثل این.لعنت به من.حالم از خودم بهم ميخوره.لعنت به همه چی.اه!
+من هنوز تهرانم. . . خسته ام خسته 

ادامه مطلب  

 

حق من این نبود 
حق منی که انقدر رو بازی کردم این نبود 
حق منی که فقط تو حرف بود هر شیطنتم این نبود 
حق من این نبود 
من دنیامو بخاطرش عوض کردم 
من همه چیو گذاشتم زیر پام ،همه چیو 
خدایا من رو ببخش 
دیگه هیچی ازم باقی نمونده ،هیچی 
حس میکنم لب یه پل واستادم حس میکنم باید بپرم
حالم داره بهم ميخوره ازین دنیا 
خدایا دیگه نمیکشم 
باورم نمیشه 
باورم نمیشه 
من حقم این نبود 
 

ادامه مطلب  

روزهایی که به سختی میگذرد  

سلام بچه ها.
این روزا خیلی واسم سخت میگذره.
از طرفی برای تموم شدن درسم لحظه شمارمیکنم..از طرفی توی کارم حسابی تحت فشارم.مشتری های نفهمی که به پست ادم ميخوره‌.
خلاصه اینکه امشب اونقد تحت فشار قرار‌گرفتم که ناخواداگاه گریم گرفت.
گریه ای چند دقیقه ولی با رد شدن کل زندگیم جلو چشمم.
گریه بخاطر کل زحمتایی که کشیدم و اخرش اینشد.گریه ای بابت کل فشارایی که بهم وارد میشه‌
این دومین باره که بخاطر فشارا گریم میگیره.
خدایا خودت کمکم کن این شرایط رو تغییر

ادامه مطلب  

 

این جمله که میگن سکوت خوبه و هرکی که شاکت عاقل تره یه دروغ بزرگه اگرچه بعد ها که فکر میکنی شاید از سکوتت راضی باشی . اما علت خیلی از سکوت ها  میزان عاقلی یه نفر نیست بلکه نشونه اینه که یه روزی یه اتفاقایی اونو لال کردن . ادما خیلی راحت حرف هاشون  میزنن اون قدر که از خجالت نمی تونی حرف بزنی یا حتی بهشون نگاه کنی . اه اه چقدر از همه بیزارم چقدر از همه متنفرم چقدر دلم می خواست همرو میکشتم چقدر دلم می خواد همه ی همه ی اون ادمای لعنتی رو خفه میکردم . ادم

ادامه مطلب  

 

من الان اینجوری ام ...دوس دارم فقط بیرون باشم ..فقط با کسایی بیرون برم ک باهاشون راحتم 
وقتی خونه میام ی جوری میشم حالم بهم ميخوره از خونه ...
کاش من یکیو داشتم ک ۲۴ ساعت پیشم بود ولی گیر نمیداد بهم ..
دکتر فکر میکنم خیلی تنهام میفهمی چی میگم؟
 

ادامه مطلب  

چطور یک سایت مرده را احیا کنیم؟  

اگه هر وقت برای سایتتون یه پستی مینویسید، صدای جیرجیرکهای سایت خالی و تنهاتونو میشنوید، باید به فکر چاره باشید. میدونم چه حسی داره چون برای خودمم خیلی پیش اومده. خیلی از کارآفرینهایی با همین مسئله روبرو هستن. حتما انقدر هم که از این و اون شنیدیدید فقط با وبلاگ نویسی به کسب و کارشون رونق دادن، دیگه حالتون بهم ميخوره. فکر خوبیه، ولی چه فایده ای داره آدم کلی مطلب بنویسه و هیچ کسی نخونتشون؟

ادامه مطلب  

 

خدایا نمی دونم سر غزل چه بلایی می خواد بیاد و در حالتکلی من باید بیشتر نگران خودمو زندگی خودم باشم امروز وقتی دکتر حرف میزد واقعا یه تلنگر بهم خورد اخه این شب بیداریای من چه فایده ای داره به جز یه لذت انی ...تا به حال شده کارامو به موقع انجام بدم تو گیتار عقبم تو مهرانه عقبم تو سلامتی تو زندگی تو لذت بردن واقعا زندگی پوچ و بیهوده ای دارم که همش ناشی میشه از این شب بیداری یه کم باید از الهام یاد بگیرم  این همه سرش تو زندگی شلوغه ها ولی تمام کاراشو

ادامه مطلب  

برای دل خودم  

هر روز بدو بدو میایم سرکار و همینکه زنگ ميخوره بازهم بدوبدو جمع میکنیم.مبادا چند دقیقه بیشتر بمونیم! غافل از اینکه بدو بدو کجا بریم؟! چ کار کنیم؟!
کوچیکتر که بودم بیشتر برای یخودم وقت میزاشم..شعر میگفتم، سعی میکردم قشنگ بنویسم...الان هنر کنم حرفامو یه جایی بنویسم تا بعدنا بخونم و دونم چ روزایی داشتم(تازه اونم خلاصه و مفید)
دلم گرفته! دلم از این گذر روزهای بی هدف و بی نتیجه گرفته! از این رووزهایی ک نمیدونم به کجا میخوام برسم..بعضی شبا ک بتونم خود

ادامه مطلب  

برای دل خودم  

هر روز بدو بدو میایم سرکار و همینکه زنگ ميخوره بازهم بدوبدو جمع میکنیم.مبادا چند دقیقه بیشتر بمونیم! غافل از اینکه بدو بدو کجا بریم؟! چ کار کنیم؟!
کوچیکتر که بودم بیشتر برای یخودم وقت میزاشم..شعر میگفتم، سعی میکردم قشنگ بنویسم...الان هنر کنم حرفامو یه جایی بنویسم تا بعدنا بخونم و دونم چ روزایی داشتم(تازه اونم خلاصه و مفید)
دلم گرفته! دلم از این گذر روزهای بی هدف و بی نتیجه گرفته! از این رووزهایی ک نمیدونم به کجا میخوام برسم..بعضی شبا ک بتونم خود

ادامه مطلب  

پست چهل و هشتم / پرسش و پاسخ  

 
مهرگان عزیز , این کامنت رو برای ما ارسال کرده :
سلام وقتتون به خیرهمسر من یکی دو سال ترامادول مصرف میکنه با من شفاف صحبت نمکنه ولی به دکتر گفته بود روزانه دو سه تا قرص ميخوره من خیلی نگرانم همسرم به کلی عوض شده هم از لحاظ جسمانی خیلی لاغر شده هم بسیار ساکت و منزوی شده ما حدود 17 ساله ازدواج کردیم و تحمل این وضعیت برام سخته هفت هشت ماهه که من توسط یکی از دوستاش فهمیدم و قرار شد بزاره کنار ولی گویا نمتونه پیش دکتر هم رفته میگه کمتر ميخوره ولی من د

ادامه مطلب  

پست چهل و هشتم / پرسش و پاسخ  

 
مهرگان عزیز , این کامنت رو برای ما ارسال کرده :
سلام وقتتون به خیرهمسر من یکی دو سال ترامادول مصرف میکنه با من شفاف صحبت نمکنه ولی به دکتر گفته بود روزانه دو سه تا قرص ميخوره من خیلی نگرانم همسرم به کلی عوض شده هم از لحاظ جسمانی خیلی لاغر شده هم بسیار ساکت و منزوی شده ما حدود 17 ساله ازدواج کردیم و تحمل این وضعیت برام سخته هفت هشت ماهه که من توسط یکی از دوستاش فهمیدم و قرار شد بزاره کنار ولی گویا نمتونه پیش دکتر هم رفته میگه کمتر ميخوره ولی من د

ادامه مطلب  

عوض ها و عوضی ها  

وقتی اون کسی که ازش متنفرم و کلا نقطه ی مقابل منه و حالم ازش بهم ميخوره؛ با جملات سبک و مسخره ای تو پیام بهم میگه من دارم عاشقتون میشم و شما رو همسر مطلوبی برای خودم میبینم؛
ولی
اونی که منتظرشم، منتظر یه حرف، خبر، اشاره یا یه چیزی که نشون بده یکم دلش با منه ... هیچ!
مسخره است این انتظار ! این انتظار و مقاومت بی هدف و ترسناک و متزلزل و پر از تردید ... و مامانم رو فقط به بهانه ی درس دست به سر میکنم که حرف از کسی دیگر نزند ولی درس نمانده برایم، حال و احوا

ادامه مطلب  

 

ببین دوست عزیز ببین جانم ببین قشنگم اینکه تو توی تمام کارای من دخالت میکنی اصلا دوز شاخ بودنت رو افزایش نمیده بلکه از چشم صمیمی تریناام میفتی خب یه لحظه فقط یه لحظه خودت رو بزار جای اونیکه داری فضولی و دخالت میکنی تو کاراش مگه جنگه خواهره من برادره من بعد از ادم انتظاراام دارن ها که مثلا ساکت و دست به سیه بشینیم و بگیم چشم خانوم چشم اقا اصلا هرچی شما بگی خب من ادمم حق انتخاب دارم یسری چیزاام سلیقه ایه ببین تو ظاهر و باطن کول من همون از پشت کوه

ادامه مطلب  

 

ببین دوست عزیز ببین جانم ببین قشنگم اینکه تو توی تمام کارای من دخالت میکنی اصلا دوز شاخ بودنت رو افزایش نمیده بلکه از چشم صمیمی تریناام میفتی خب یه لحظه فقط یه لحظه خودت رو بزار جای اونیکه داری فضولی و دخالت میکنی تو کاراش مگه جنگه خواهره من برادره من بعد از ادم انتظاراام دارن ها که مثلا ساکت و دست به سیه بشینیم و بگیم چشم خانوم چشم اقا اصلا هرچی شما بگی خب من ادمم حق انتخاب دارم یسری چیزاام سلیقه ایه ببین تو ظاهر و باطن کول من همون از پشت کوه

ادامه مطلب  

آتش  

خب توی زندگی آدم یه سری ها میان که باعث میشن بیشتر فکر کنی ، بیشتر به خودت بیای . شاید هیچ چیز خاصی نباشه اما ذهن و فکر آدم یه تکونی ميخوره. الان که دارم مینویسم یه احساس عجیب دارم ، یه چیزی شبیه به.... نمیدونم واقعا بگم شبیه به چی...
حس یه آدم رو دارم که سالها گم شده و الان خودش رو پیدا کرده.
الان فهمیدم شبیه به چی ، یکی اومد ، کوتاه اومد  اما با اومدنش کلی احساسات خاص اورد. نه من مولانا هستم نه اون شمس هست اما حسی که دارم مثل اون حس هست ، یه آتش آنی به

ادامه مطلب  

آتش  

خب توی زندگی آدم یه سری ها میان که باعث میشن بیشتر فکر کنی ، بیشتر به خودت بیای . شاید هیچ چیز خاصی نباشه اما ذهن و فکر آدم یه تکونی ميخوره. الان که دارم مینویسم یه احساس عجیب دارم ، یه چیزی شبیه به.... نمیدونم واقعا بگم شبیه به چی...
حس یه آدم رو دارم که سالها گم شده و الان خودش رو پیدا کرده.
الان فهمیدم شبیه به چی ، یکی اومد ، کوتاه اومد  اما با اومدنش کلی احساسات خاص اورد. نه من مولانا هستم نه اون شمس هست اما حسی که دارم مثل اون حس هست ، یه آتش آنی به

ادامه مطلب  

زهرا نوشت:  

میخوام از تو بنویسم..
ازچهره ای که وقتی  نور غروب با اون زاویه بهش میتابه...
وچشمایی که اگه بهشون خیره بشی.  خطرناکن ..چون تا مرز جنون میبرنت...
تاثیر لحن گیرای مردونت ک میپیچه توی ماشینو بعد ميخوره ب گوش من...
از این ک میتونم حواستو پرته خودم کنم و نزارم با تلفن حرف بزنی...
از دستای مهربون تو....ک میترسم باهاشون درگیر شم...
و سریع از خیرشون میگذرم ولی تو نمیگذری و....
و از این بنویسم که من ....
کنار تو....ب هیچی جز خودت نمیتونم فک کنم...
حتی یادم میره که پرست

ادامه مطلب  

زهرا نوشت:  

میخوام از تو بنویسم..
ازچهره ای که وقتی  نور غروب با اون زاویه بهش میتابه...
وچشمایی که اگه بهشون خیره بشی.  خطرناکن ..چون تا مرز جنون میبرنت...
تاثیر لحن گیرای مردونت ک میپیچه توی ماشینو بعد ميخوره ب گوش من...
از این ک میتونم حواستو پرته خودم کنم و نزارم با تلفن حرف بزنی...
از دستای مهربون تو....ک میترسم باهاشون درگیر شم...
و سریع از خیرشون میگذرم ولی تو نمیگذری و....
و از این بنویسم که من ....
کنار تو....ب هیچی جز خودت نمیتونم فک کنم...
حتی یادم میره که پرست

ادامه مطلب  

تنهایمان بگذارید سنگ ها!  

لعنت به اون ادمایی که تو زندگیتن و حسای بدی رو بهت القا میکنن
حالم واقعا گرفته
چرا
چرا این آدما باید توی زندگیم باشن
امروز دیگه کم آوردم
از دست آدمایی که هیچ کاری به کارشون نداری
حتی هنوزم بهشون خوبی میکنی
اما انگاری اگه بد نشن صبح شون شب نمیشه
حالم واقعا بهم ميخوره ازشون
خستم از بس ک هر طرف زندگیمو نگا کردم یکی از این ادما رو دیدم
زندگی خیلی اسون تر بود اگه ادمای خوبو داشتیم
نه آدمی که وسط شوخی بهت بگه "چرا هر چی بهت میگم ناراحت نمیشی؟! "
من یه

ادامه مطلب  

کمک کمک ...  

الان من :
حوصلم سر رفته خیللللیییییییییی
خسته شدم این چنروز همش تو لپ تاپم و دنبال موضوعی که باید برا پایان نامم کار کنم کار جایی بدتر شد که استاده خودش بهم زنگیده که خانوم ... منتظرما تا یه هفته جمعو جورش کن سرییییییییع
بابا استاد جان من امتحانم دارما
چشام کور شد دیگه آخه منم آدمم اح
از نت انقدر بدم میادددددددددددددددددد
از گوگل اسکولار و پاب مد و ساینس دایرکت دیگه حالم بهم ميخوره
تازه بدترشم اینه که هیچی پیدا نکردم ، به کمک ملت احتیاج دارم ا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1