تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


حس خجالت چيست؟  

 حس خجالت چیست؟خجالت در واقع نوعی ویژگی شخصیتی در كودكان است، نه یك عیب و نقص كه نیازی به دعوا و شرمندگی والدین داشته باشد. این ویژگی با تشویق و حمایت والدین قابل اصلاح است جالب است بدانید دانشمندان می‌گویند خجالتی بودن در بعضی فرهنگ‌ها مورد پسند و ستایش مردم است و از راه فرهنگ جامعه به كودكان به ارث می‌رسد. از نظر علمی احساس خجالت، یك واكنش طبیعی نسبت به افراد یا محیط‌های جدید است كه در حقیقت تركیبی از حس ترس و كنجكاوی را در خود دارد. شیرخ

ادامه مطلب  

خجالت  

ازخودم خیلی خجالت میکشم که بدکردم وپاسوزعشقی شدم که صفاداشت امافنادادم، حدی که به ازدواج فکرنمیکنم جزاو، خجاولت میکشم که ان زمانیکه خواستگارداشتم وبه خاطرعشق وعلاقه ام ردکردم.کاش میدانستم که اومرانمیخواهدوخودم رااذیت نمیکردم.خجالت میکشم ازخانواده .دوستان که خودم راکسی جازده ام که ذره ای ازاحساسش رادیگرندارم واگرزمانی بفهمندچه بگوینددرموردم.
تصمیم گرفته ام راه قبلم راادامه دهم بدون او.چون یک زمانی مراتنهاگذاشت که به شدت بهش نیازعاطف

ادامه مطلب  

پسرک کابوس می‌دید  

شخصی نویسی:پسرک تنها بود.در تنهایی‌ش زیادی فکر می‌کرد.پسرک زیاد خجالت می‌کشید و زیاد ازش می‌رفت.از روح و روانش شرشر می‌رفت و باز هم خجالت می‌کشید.دنیاش شلوغ شده بود و خو استه‌هاش پراکنده و خودش پرکنده! پسرک عمری ازش گذشته بود و تنک موهاش سفید شده بود.می‌خواست بخوابه اما نمی‌دونست کی خوابش می‌بره و قراره تو خواب چی ببینه!

ادامه مطلب  

۹ اذر.. ۴:۱۵  

بار سومه که مینویسم همینا رو..چرا ثبت نمیشه؟؟
".... و نفاق است...*همین که خودم بدونم چیا ازش حذف شده به اندازه کافی مایه خجالت هست...
خجالت از کی؟خودم؟اونی که نباید بدونه میدونه اینو ، خودش خاسته بگه... اینم میدونه که من سعی میکردم....خب هنوز ....
کاش بقیه معنیاش درست تر باشه...دقیقا ۴:۱۵ ... و بعدم که من خودم اشتباه کردم.....من داشتم سعیمو میکردم..
 

ادامه مطلب  

 

خانومی؟؟؟؟
 
-هوم؟؟؟
 
-منو نگا کن تا بگم!!!!
 
میخوام....
 
-آخه چرا؟؟؟!!!
 
-خجالت میکشم خو.....
 
-از چی؟؟؟؟؟
 
-از اینکه عروسی کردیم...شدم خانومت...
 
 
ی جوووونم تو نباید خجالت بکشی!!!!خانومم!!!
 
 
-ولی الان دارم آب میشم از خجالت.....!!!
 
-ا  بیا بغلم ببینم.....
 
-باشه آقام...
 
-عشقم خیلی سختی کشیدم تا به دستت اوردم میدونی که...
 
-اوهوم آقایه من....
 
-پس قول بده همیشه کنار آقات بمونی.....
 
-قول آقایه من....
 
 
قول میدم.....m
 

ادامه مطلب  

مقوله‌ای به نام خجالت!  

نمازم رو خوندم اومدم نشستم کنارش رو مبل. ایشون کم‌کم شروع کردن به گفتن و گفتن و گفتن. بعد یه لحظه وسط سخنان گهربارشون استپ زدن، گفتن ح. ، تو قاعدتا الان باید خجالت بکشی دختر. :)) بنده در کمال صداقت و حماقت گفتم راستش وسطای حرفاتون رو یادم نیس چی گفتین، چون داشتم زور می‌زدم که خجالت بکشم. :))))
ایشون خیلی ملیح ( و در باطن قهقهه ) لبخند زدن (به دلیل اینکه تو مجلس بسیار شق و رق و شیک و اتوکشیده‌ای بودیم. ) و مرا به آغوش خویش فشردن و فرمودن قربونت برم من!
*

ادامه مطلب  

از_سنت_خجالت_بكش !!!!!  

می پرسد چرا اکثر آدمها توی ایران راجع به سنشان دروغ می گویند...!!! 
 
جواب می دهم چه توقعی داری؟راست بگویند...!!!
 
وقتی مدام می شنوند که باید از سنشان خجالت بکشند!!!
 
خجالت بکشند و رنگ شاد نپوشند...
 
خجالت بکشند از سنشان و عاشق نشوند...!!!
 
خجالت بکشند از سنشان و نرقصند... 
 
با صدای بلند نخندند و...
 
خجالت بکشند چون از آنها گذشته است و...
 
نه...
 
نترس دوست من،
 
هرگز برای هیچ چیز از تو نگذشته است...
 
اگر به عشق نیاز داری عاشق شو...
 
با صدای بلند قهقهه بزن.

ادامه مطلب  

يادت چه قدر سعي كردي خجالتم جلوت بريزه؟؟؟ميگفتي من شوهرتم جلو من كه نبايد مجلات بكشي  

 
-خانومی؟؟؟؟
-هوم؟؟؟
-منو نگا کن تا بگم!!!!
میخوام....
-آخه چرا؟؟؟!!!
-خجالت میکشم خو.....
-از چی؟؟؟؟؟
-از اینکه عروسی کردیم...شدم خانومت...
ی جوووونم تو نباید خجالت بکشی!!!!خانومم!!!
-ولی الان دارم آب میشم از خجالت.....!!!
-ا  بیا بغلم ببینم.....
-باشه آقام...
-عشقم خیلی سختی کشیدم تا به دستت اوردم میدونی که...
-اوهوم آقایه من....
-پس قول بده همیشه کنار آقات بمونی.....
-قول آقایه من.
قول میدم.....
 

ادامه مطلب  

رفتار خجالت‌آور دختر بی‌حجاب در حج امسال  

به گزارش روضه نیوز به نقل از ابنا؛ در روزهای اخیر تصاویری از یک زن بی حجاب در مراسم حج امسال در فضای مجازی منتشر شد. اکنون یکی از خبرگزاری های عربی هویت این حاجیه بی حجاب(!) را بر ملاء کرده و او را دختر سعدالدین الحریری، نخست وزیر سابق لبنان و همپیمان عربستان سعودی معرفی کرده است.
مسلمانان سراسر جهان وقوع این رفتار خجالت آور را به شدت محکوم و عربستان سعودی را به دلیل کوتاهی های صورت گرفته و اجازه انجام مناسک حج به دختر سیاستمدار سابق لبنان بد

ادامه مطلب  

نمیمیرین که  

سلام
این چه وضعشه
خجالت بکشین
ینی چی که کسی نمیاد پست نمیذارین
یاد شخن دوستان بخیر که میگفتند
ایا به هدفمان فکر کرده اید
ایا میدانید که این وبلاگ چه بود چگونه ساخته شد
ایا در علل ایجاد ان تفکر کرده اید
چرا پند نمیگیرید
چرا متذکر نمیشوید
مگر ما شمارا عضو نکرده ایم که فعالیت کنید
و وای بحالتان
و بترسید از روزی که دوستانتان شما را ترک مینمایند
ودر ان روز از خود میپرسید
چه شدان همه دوستی 
و در ان روز در تنهایی خود به سر میبرید 
افسرده میشین
معتاد

ادامه مطلب  

چقدر ارزش داری؟؟؟  

ارزش هر انسان به چیزیه که به اون فکر میکنه...امام علی (ع)
حالا در عرب این یعنی اینکه شب با چه فکری میخوابی و صبح با چه فکری بیدار میشی
حالا امام علی میفرمایند که بعضی از انسان ها هستن که اگه اونارو با افکارشون صدا کنی خجالت زده میشن
مثال میزنم اقا مثلا من ارزوم اینکه یه خونه یک میلیاردی داشته باشم منو صدا کنن یه ملیاردی خجالت میکشم یا هرچیز دیگه ای
مثلا بهم بگن ارمان مازراتی ارمان لامبرگینی ناراحت کنندس
ادامه بحث پست بعدی....

ادامه مطلب  

 

نزدیكه صبحه 
به دست چپم نگاه می كردم
دوست دارم انگشترا تو دست چپم باشن
ولی ازش خجالت می كشم 
عاشق متاهل شدن باهاشم ،حلقه ای كه خودش بندازه دستم 
دلم می خواد شبا تا صبح دستم باشه و بخوابم ، ولی میگم خراب نشن 
شاید دلش نخواد تو دست چپم باشه 
خجالت می كشم  ، هم از خودش هم از بقیه 
ولی خیلی دلم می خوااد تو دست چپم باشن
از كل دنیا برام بیشتر ارزش دارن اینا ، خیلی می خوامش ، دلم می خواد با من ارامش بگیره
ما شآءَ اللَّهُ لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ الّا بِ

ادامه مطلب  

تاوان خجالت  

زندگی مجموعه ای از رنج و حسرت های ماستآه از این دنیا که لبریز از شکایت های ماست
کاش جای شرم، گاهی دل به دریا می زدیماین که تنهاییم، تاوان خجالت های ماست
از خدا می خواستم جام شراب عشق رااین خمار غصه تاثیر عبادت های ماست!
از دویدن های ما این چرخ، چرخیدن گرفتآه، بازار زمین گرم از مصیبت های ماست!
بیقراری های من؛ حاضرجوابی های دوستشعرهای خواجه سرشار از حکایت های ماست!
 
حسین دهلوی
 

ادامه مطلب  

ازی هایی برای کاهش هراس اجتماعی و رفع خجالت و کمرویی کودکان  

‌✳️بازی هایی برای کاهش هراس اجتماعی و رفع خجالت و کمرویی کودکان

ادامه مطلب  

 

 
                                  (( احساسات ))
                   ( ادامه از قبل )
39- هر چه  بیشتر با  احساساتمان  آشنا می شویم  می بینیم که  در واقع
     بیشتر این خود ما هستیم که  باعث می شویم  احساسات  نا خوشایند
     را تجربه کنیم . با تغییر در نحوه  زندگی و با تغییر در اعتقادات  و رفتارمان
     می توانیم کنترل احساساتمان را در دست بگیریم . بعضی از احساسات
     نا خو شایند  کاملا"  غیر واقعی  و غیر ضروری  هستند و کافی است ما
     عقایدما

ادامه مطلب  

به نام خودآ  

 
تو خدا رو قبول داری ؟
از اون سوالا بودا !!! معلومه که قبول دارم !
خدا چی ؟ تو رو قبول داره ؟
نمیدونم! اما چرا نمیدونم ؟!
دلیلش تو سئوال بعدیه ...بپرسم ؟
بپرس
تو خودت، خودتو قبول داری ؟
نمیدونم !!
میدونی فقط از من خجالت میکشی اعتراف کنی
نمیدونم!!!
که از من خجالت میکشی ؟
نه
پس چی رو نمیدونی ؟
اینکه چرا فکر میکردم خدارو قبول دارم
مگه نداری
الان دیگه مطمئن نیستم
 
|خودآ : انسان به خود آمده||آینه ها با من حرف میزنند|

ادامه مطلب  

 

خیلی وقتها به خودم گفتم خجالت بکش 
خیلی حس ها رو در خودم کشتم 
خیلی وقتها حس بدی به حال و هوام داشتم 
خیلی وقتها خیلی احوالات رو کوفت خودم کردم 
درست همون موقع ها خیلی تهمت ها شنیدم 
تهمت ها !!!!!!!
حالا میبینم من اشتباه میکردم 
اشتباه میکردم که خودمو سرکوب میکردم 
اشتباه میکردم که خجالت میکشیدم 
منم باید خیلی کارها میکردم و تهمتش رو به دیگران میزدم 
کاری که این روزها خیلی مد شده 
فرافکنی فرافکنی فرافکنی 
یعنی خودت پست باش و بعد برای سرپوش گذا

ادامه مطلب  

کودکان خجالتی  

خجالت را می توان به نوعی ویژگی شخصیتی برخی از انسان ها دانست که در واقع این خصیصه به گونه ای نیست که افراد را سزاوار سرزنش کند و چه بسا در برخی از فرهنگ ها خجالتی بودن جزو ویژگی های مثبت برای یک شخص تلقی شود اما به هر حال خجالتی بودن حتی اگر مثبت هم تلقی شود مانند بسیاری از ویژگی های مثبت دیگر اگر از حد نرمال خود فراتر رود می تواند موجب بروز بسیاری از اختلالات رفتاری و اجتماعی در افراد شود کما اینکه امروزه بسیاری از کودکان از مشکل خجالتی بودن ر

ادامه مطلب  

حکایت جالب  

مادر من فقط یك چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود. اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه های مدرسه ای غذا می‌پخت.
یك روز اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره .خیلی خجالت كشیدم . آخه اون چطور تونست این كار رو بامن بكنه ؟
به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه كردم وفورا از اونجا دور شدم
روز بعد یكی از همكلاسی ها، منو مسخره كرد و گفت هووو .. مامان تو فقط یك چشم داره .فقط دلم میخواست

ادامه مطلب  

محرم...  

محرم اومد 
امشب باید برم مسجد
دنبال چادرمم
دلم گرفته
عاشق محرمم
عاشق مسجدمونم
راستش مسجد ما یچیزی داره که سمت خودش میکشونتت
مسجدای دیگه رفتم با اینکه اونجام فامیلامون هستن سنگینی نگاهای مردمو حس میکنم
چرا بعضیا حس مالکیت میکنن به مسجد و تا یه غریبه میره سریع پشت سرش حرف میزنن؟
واقعا خجالت نمیکشن از خدا؟
کاری میکنن ادمو از خونه خدا میندازن بیرون
خیلی جا ها رفتما
کرج رفته بودیم همه با هم پچ پچ میکردن واسه غذا اومدنا مام غذا نخوردیم پاشدیم
گد

ادامه مطلب  

HI  

سلام
چیزی واس گفتن ندارم .
فقط خجالت و خجالت که نمیتونم جواب محبتتون رو بدم و براتون مطلب بذارم .
الان نگاه کردم دیدم یه ماهی میشه چیزی نننوشتم
گفتم پس بزار حداقل یه پست بزارم و ازتون عذرخواهی کنم.
حلالم کنید خلاصه
سعیم رو می کنم سر بزنم ولی خب نمیشه
دعا کنید کارام راس و ریس بشه تا با قدرت برگردم.
قربان همگی شما. فعلا یا علی             سبحان

ادامه مطلب  

7  

امشب داش اومد خونه و من بیدار بودم
شبا معمولا دیر میاد چون تا دیر وقت سره کاره
سلام خشک کرد و یه نگاه برزخی به من انداخت
از اون نگاه ها که میفهمم یکی از گندهایی که زدم لو میره
وقی مامان اینا رفتند که غذاشو گرم کنند گفت چرا چادر میزاری
تا حالا کسی تو خونه این سوالو ازم نپرسیده بود چون اینجا انگار وحی الهی هست که ما باید چادر بزاریم
الکی خنده کردم گفتم همینطوری
اصلا واژه هارو گم کردم ... چرا من اینقدر ضعیفم ؟
گفت واس چی میزاری ؟ لحنش بداخلاق بود
گف

ادامه مطلب  

 

حوصلم سررفته 
دلم گرفته 
چه شود؟
طرز فکرم خیلی اذیتم میکنه دوست دارم مثبت فکر کنم به خودم بگم تو میتونی تو از پس همه مشکلات برمیای
ولی از طرفی همش با خودم میگم من که خجالتی هستم اگه پیش بقیه سوتی بدم ابروم میره یا صدام یا دستم بلرزه ابروم میره یا حتی رنگ صورتم از خجالت قرمز شه ابروم میره یا..وای چقدر أین فکرا عذاب اور شدن واسم 
کاش بشه همه رفتارمو عوض کنم از کسی یا چیزی خجالت نکشم 
البته یه مدته که سعی میکنم بیشتر حرف بزنم و اونقدر کم حرف نباشم

ادامه مطلب  

برف  

برف سردی بر بام وجودم نشست که با هیچ حرارتی ذوب نشد !
خورشیدم از خجالت خندید
شب از ستاره ها پرسید , ستاره قطبی کجاست ؟
مهتاب از پشت پنجره ها لبخندی زد و گفت :
همینجا کنار ما یخ بسته 
ابری از هفت آسمان پیک بهاریم بود و برف بارید !
وای اگر ابر سیاه  دلم ناله کند
دریا هم از خجالت خنده می کند
(ر)

ادامه مطلب  

خدایا گاهی نگاهی...  

خدایا به بزرگیت قسم دلم براش یه ذره شده
خدایا دلم برای آرمانم داره از جا درمیاد
خدایا خواهش میکنم یه طوری جور کن که همدیگرو ببینیم
خدایا کمک کن تحمل بیارم دوریشو،من خیلی کم تحملم...
خدایا خیلیییییی دوستش دارم...بیشتر از خودم کمتر از تو...
خدایا یعنی میشه یه روزی تو وبلاگامون بنویسیم به هم رسیدیم؟؟؟
البته میدونم همه چی فقط رسیدن نیست بعد از رسیدن باید بیشتر هوای همو داشته باشیم
خدایا یعنی چی میشه اخرش؟
یعنی میشه دستاشو بگیرم؟میشه باهم باشیم بر

ادامه مطلب  

من که سرگردان جانانم... (از مولانا خالد نقشبندی)  

من که  سرگردان جانانم چه باک از خان و مان
یا مرا کی در دل آید فکرت سود و زیان
در دل تنگم چنان سودای یثرب زد علم
جای گنجایش کجا دارد در او یاد جنان
یثرب آن خاک است تُبع را به دام آورد دل
زآبدانی اندر او،نه نام بُد نه نشان
یثرب آن خاکست جبرئیل امین با صد نیاز
آمدی بهر طوافش بر زمین از آسمان
هست اکنون خوابگاه او،خجالت بین که من
سالها بگذشت از عمرو،نکردم طواف آن
(خالدا)تا کی نشینی در خجالت مُنفعل
خیزو گرد مرقدش برکش فغان از سوز دل

ادامه مطلب  

حکایت جالب  

مادر من فقط یك چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود. اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه های مدرسه ای غذا می‌پخت.
یك روز اومده بود دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره .خیلی خجالت كشیدم . آخه اون چطور تونست این كار رو بامن بكنه ؟
به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه كردم وفورا از اونجا دور شدم
روز بعد یكی از همكلاسی ها، منو مسخره كرد و گفت هووو .. مامان تو فقط یك چشم داره .فقط دلم میخواست

ادامه مطلب  

قول می دهم  

 
قول می دهم دیگر خجالت نکشم
قول می دهم دیگر، بابت دوست داشتن ، خجالت نکشم
صادق باشم، مثل همان روز اول یکی به دوکردنمان
مثل همان روزکلاس اولمان
گریه می کردیم ونمی دانیستیم که مادر را باید دوست بداریم یا مدرسه را
خلاصه حس عجیبی بود! اما ،مادر از عشقش به ظاهرگذشت
با همه دلواپسی ها آغوش گرم خودش را هدیه داد به معلم روز اول
به اندازه همان ساعت های روز اول مدرسه
به اندازه دوری 5ساعته 5هزارساله
به اندازه گریه های که دلتنگ مادر شدم  واما نبود
دوستت د

ادامه مطلب  

یک بقل نیاز از من و یک لبخند اجابت از تو …  

قرآن را که بر سرم گرفتم ...
خدایا تو را به همه قسم دادم ...
ولی وقتی خواستم دعایی برای خود کنم ،
خجالت کشیدم .......
مگر میشود قرآن سایه ی سرم باشد و چیزی نداشته باشم ؟!!!!
مگر میشود قرآن در دستم باشد و من از تو چیز دیگری بخواهم ؟!!!!
خجالت کشیدم......

ادامه مطلب  

عاشقانه ها (قسمت اول)  

 
 
-خانومی؟؟؟؟
 
-هوم؟؟؟
 
-منو نگا کن تا بگم!!!!
 
میخوام....
 
-آخه چرا؟؟؟!!!
 
-خجالت میکشم خو.....
 
-از چی؟؟؟؟؟
 
-از اینکه عروسی کردیم...شدم خانومت...
 
 
ی جوووونم تو نباید خجالت بکشی!!!!خانومم!!!
 
 
-ولی الان دارم آب میشم از خجالت.....!!!
 
-ا  بیا بغلم ببینم.....
 
-باشه آقام...
 
-عشقم خیلی سختی کشیدم تا به دستت اوردم میدونی که...
 
-اوهوم آقایه من....
 
-پس قول بده همیشه کنار آقات بمونی.....
 
-قول آقایه من....
 
 
قول میدم.....

ادامه مطلب  

 

گفته باشما آقا خوشگله ی منننننن
وقتی خوب شدی و اومدی (((ایشالا ))) 
 
باید حسابییییییی از خجالت این یازده روز درآی
باید همیشه پیشم باشی ..... 
واییییییییی ....  سرتو میبرم ..... میبینی 
 
فدای چشماتون سرورم ..... گله زندگیمممم ... بابایی

ادامه مطلب  

 

وقتی داشت میرفت بهم گفت:یه روز یكی میاد تو زندگیتكه از من عاقا ترهداد نمی زنهسیگار نمی كشهخجالت می كشه بغلت كنهببوستتموهاش  از من بلندترتو و دوستات و مقابل هم قرار نمیدهكه خوشحاله.می خنده.دركت می كنه.میگذاره هركاری میخوای بكنیآرومت می كنه.قهر نمی كنه باهات.ولی شرط می بندم،دیگه كسی مثل من نگات نمی كنه .#Ari

ادامه مطلب  

متنی از خانم فتحی  

الهی 
در شب های بلند بی عبادت چه کنم؟
تبعم به گنه کرده عادت چه کنم؟
گویند کریمی گنه می بخشی
گیرم که ببخشی ز خجالت چه کنم؟
خدا...خدا...خدا
چه کلمه ی آشنای نزدیک و دوری است
عمری است نزدیک تر از رگ گردن اما من در بی نهایت دورها جستجویش میکردم...
 

ادامه مطلب  

.  

نفس کشیدم و گفتی زمانه جانکاه است
نفس نمی کشم، این آه از پی آه است
 
در آسمان خبری از ستاره من نیست
که هر چه بخت بلند است، عمر کوتاه است
 
به جای سرزنش من به او نگاه کنید
دلیل سر به هوا گشتن زمین ماه است
 
شب مشاهده چشم آن کمان ابروست
کمین کنید رقیبان سر بزنگاه است
 
اگر نبوسم ُ حسرت، اگر ببوسم ُ شرم
شب خجالت من از لب تو در راه است

ادامه مطلب  

Embarrassing ampoule  

امروز بچه ها از ناله های ناشی از درد ریه ی من به ستوه اومدن و به زور من رو بردن درمانگاه.
دکتر گفت ریه هات خیلی حساس شده بودن و آلودگی هوا مستقیما روشون تاثیر گذاشته و اگه دیر می رفتم عفونت می کردن و اون وقت بود که بدبخت می شدم اونم تو امتحانا.
4 تا آمپول و یک کیسه قرص و شربت نوشت. آمپول رو گرفتیم که برم دوتاشو بزنم.
به اتاق تزریق که رسیدیم یه جوان رشید سی و چند ساله گفت کدومتون تزریق داشتین؟ 
نههه... یعنی این  می خواست تزریق کنه؟ :))) یعنی هیچ تزریقا

ادامه مطلب  

 

کربلا کعبه عشق است و منم در احرام شد در این قبله عشاق دو تا تقصیرم دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد چشم من دید در آن آب روان تصویرم باید این دیده و این دست دهم قربانی تا که تکمیل شود حج من آنگه میرم وصل شد حال قیامم به عمودی به سجود بی رکوع ماند نماز من و این تکبیرم جسدم را به سوی خیمه اصغر مبرید که خجالت زده زان تشنه لب بی شیرم

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1