تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


 

خسته شدم 
از این بودن و نبودنت 
از داشتن و نداشتنت
از استرس نبودنت و رویای داشتنت
از بی تفاوتی هات وقتی میدونی دلم چ قدر برات تنگ 
از بیدار خوابی های نیمه شب و ندیدنت ندیدنت و ندیدنت
از دلتنگی هام 
از حال بدم 
از منتظر بودن و انتظار کشیدن 
خسته شدم 
از نداشتنت
من دلم و باختم
خودم و باختم
حسم و باختم 
تنها شدم
دوست دارم چشمام و ببندم و ببینم کنارمی
با ی لبخند مهربون 
هستی
واسه همیشه 
دلم تنگه برات 
خیلی 
خیلی 

ادامه مطلب  

فقط+نوشت  

+اخه ديگه اهنگیم مونده که تیوی ما زیر صدا نذاشته باشه!؟؟؟
همین الان زیر صدای ابلیغشون اهنگ your beautifulبووود دریغ از یه ذره خلاقیت

ادامه مطلب  

روزم نبوده  

 
بعضى روزها در زندگى هستند براى هیچ كارى نكردن. براى هیچ كسى نبودن، یا اصلاً براى نبودن.
امروز، روزِ نبودن من است.
دلم میخواهد در این روزِ بزرگ، هیچكس، حتى خودم، مرا نبیند، نشناسد و به خاطر نیاورد.
دلم میخواهد امروز نباشم. نه براى خودم، نه براى دیگرى.
یك امروز مرا از آنچه زندگى مینامید معاف كنید.
لطفاً
 یه روزی روز ادم نیس .... امروز روز من نبود ... شنبه اس که تلخ شروع شده ... 
الان دارم اهنگ یادگاریا گوش میدم ... یهو از کوره در میرم ...  امروز خیلی خو

ادامه مطلب  

روز اول درس  

امروز 8 ک نه ساعت 9و نیم بیدار شدم..
بعدش کلی حمالی کردم و اتاق و مرتب کردم
و نواحی دیگر:/
26صفحه درس خوندم:/
پرخوری هم گزارش شده:/
با یونس کلی اهنگ خوندیم و مسخره بازی دراوردیم:/
الان سرم گیج میره:(
بابا عصبیه
اوه اوه
الان میخام عکس فائزه رو بکشم:)

ادامه مطلب  

 

دیشب رفتیم خواستگاری :-)
برای داداش جان البته که من نمی خواستم برم منوکشون کشون بردن :-)
رفتیم اونجادیدیم عه ایناکلی اشنابودن خبرنداشتیم ما
تاساعت نه شب فقط درموردمسائل حاشیه ای حرف زدن 
اخرش من گفتم دخترخانومتون نیستن ؟
وبعدعروس خانوم بامیوه واردشد 
رک میگم من یکی که خوردتوذوقم :-(
خیلی خانواده ی خوبین ولی قیافه ی دختره به دلم ننشست :-(
ولی داداشم میگه من خوشم اومده:-\
پ.ن دیروزصبح نشستم اهنگ گوش دادم و گریه کردم فقط
باتچکرازبانوی عزیزکه اهنگ

ادامه مطلب  

شرط،بچه,خطیبی  

شرط بسته بودم با بیتا ک شیمی کمتر از 15نمیگیره ولی گرفت ،شرطو باختم و یه چیپس براش خریدم
کیمیا هم باهاش شرط بسته بود ک تک نمیگیره،و نگرفت،و بیتا شرطو باخت و یه چیپس برای کیمیا گرفت
[یازده گرفته بود،از 15کمتر و از تک بیشتر بود.من شرطو بهش باختم و اونم شرطو به کیمیا باخت]
حالا رفته بودیم تو مغازه،من پول اونو حساب میکردم اون پول اینو، بیچاره اغاعه هنگیده بود
+سرکلاس کیمیا دلش درد میکرد،گفتم دوقلو هاتن! و اینگونه شد ک الان دوقلو داره
قراره اسمشونو

ادامه مطلب  

25/5/1395  

25 مرداد 95 ساعت 8 صبح
هنوز از دیشب نخوابیدم.چشام قرمزه 
3 سال و 6 ماهه اینجا داره خاک میخوره
ساعت 5 صبح یه سرچ زدم و اومدم همه نوشته هامو از 6 سال پیش تا الان خوندم.چشام گرد شد دهنم باز موند.اون من بودم یا این منم؟ چقد مهربون و دل نازک بودم و چقد شخصیتمو حفظ کرده بودم چقد عوض شدم واسه چه چیزایی ناراحت بودم مثل احمقا..
واسم جالب بود یادم رفته بود چه آدمی بودم تصمیم گرفتم بازم بنویسم از حال و روزم ببینم چند سال زندگی چی سرم آورده چه آدمی شدم..
ديگه از او

ادامه مطلب  

دو شیش شیش.  

یک شکاف بزرگی ایجاد شده بین هممون. از همون موقع که دغدغه هامون داشت عوض میشد ، ولی انقدر ظریف کار خودش رو انجام داد ایشون که الان ديگه نمیشناسه کسی کسی رو. و اینکه نفهمی این همه فاصله رو ناگهانی ، بدترین نوع کمرنگ شدنه.
ترسیدم. از اینکه این آدم هایی که در حال حاضر واسم یه دنیا می ارزن رو این جوری از دست بدم. احمقانه ست.

ادامه مطلب  

دوباره مهرِ  

دلم واسه اول مهر سال ها پیش تنگ شده.همون موقع ها که با مامانم میرفتیم مانتو شلوار مدرسه میخریدیم،کیف میخریدیم،کفش میخریدیم،کتاب های مدرسمو میخریدم میزاشتم گوشه اتاقم با وسواس به این که مو نداشته باشه جلدش میکردم،دفتر هایی که با وسواس رنگ جلدشو انتخاب میکردم.لوزارم تحریرام.شب اول مهر که خوابم نمیبرد هم به خاطر اینکه تابستون به دیر خوابیدن عادت میکردم هم دلم نمیخواست برم مدرسه هم ته دلم تنگ شده بود.صبح اول مهر یه بوی ديگه میداد هم دوسش داشت

ادامه مطلب  

بارون و بابا...  

داره بارون میاد و تهران شدید بارونیه..
بارون شلاقی داره میباره و از صبح هم هوا ابری بودش..
صبح ها كه پامیشم اول از پنجره بیرونو نیگاه میكنم...ابری كه میشه دلم میگیره...
دلم ابریه مثل هوای تهران...
بابا رو همیشه توو محل با هوای ابری بارونی تصور میكردم...به بابا كه فكر میكنم با یه كت قهوه ای و شلوار مشكی تصورش میكنم كه بدو بدو میدوه و پایین كتش رو با دست گرفته...
بابام،پارسال یادته چقدر برامون انار گرفتی؟ديگه واسم انار نمیخری؟سمیرا انار دوست داره ها

ادامه مطلب  

گپ بین تحلیلی  

تا حالا کسی در مورد نوشته های قبلیم نظر نداده ولی خیلی مهم نیست...
حتی اگه در کل طول عمر این وبلاگ یه نفر این نوشته ها رو بخونه و حتی اندازه یه سر سوزن براش مهم باشه واسم کافیه...
حس می کنم یه خورده از شرایط همیشگی خودم دورم،دلم نمی خواد بهش فکر کنم اما یه واقعیته...
می خوام این فاصله رو همین الان از بین ببرم....
اینجا نوشتش باعث میشه متعهد تر باشم بهش...

ادامه مطلب  

post 12  

سلام عشقم خیلی وقته نیومدم و چیزی ننوشتم ولی به خدای كه میپرستیمش اصلا فرصت نكردم بیام،میدونی هرشب دلم بیشتر و بیشتر واست تنگ میشه میدونی كه خیلی دوست دارم ،میدونم كه میدونی اگه الان بگی بمیر میمیرم،اره؟ پس چرا برنمیگردی پیشم چرا؟ عشقم كار هرشب رو با گریه و غم خلاصه كردی فقط میتونم اهنگ های (زیاد اسد اونم تراك لیم ببوره )رو گوش بدم و به عكسات نگاه كنم  و مث بچه برای دوریت و انتظار اومدنت گریه كنم ،برگرد پیشم و واسه همیشه دستاتو بزار تو دستم و

ادامه مطلب  

*پست هفتم*  

قدیما اهنگ گوش میدادم و یاد کسی نمی افتادم،گوش میدادم وقلبم عادی میزد!دیروز چنتا آهنگ قدیمی توی سی دی هام پیدا کردم!گوش دادم،هم یاد کسی افتادم،هم قلبم عادی نزد ديگه!از اینجا تشکر میکنم از دلداری و همدردی همه دوستان!
+ میشه بری همون ته کلاس بشینی؟وقتایی مثه امروزکه میری جلو میشینی چیزی از کلاس نمیفهمم ديگه!
+توی کلاس و دانشگاه ديگه هیچی واسم مهم نیست!حتی حرف اون دختره که برگشت بهم گفت اینجا دانشگاهه، فک کنم اشتباه اومدی!ديگه نمیگم که چقد با ه

ادامه مطلب  

شب گری هام1  

اومدیم خونه بابابزرگم ديگه خیلی مامان بزرگم اصرار کرد که برا شام بمونیم و موندیم ديگه
پاشد که بره غذا درست کنه منم رفتم موهامو شونه زدم و رژمو از کیفم دراوردم زدم به لبم
و رفتم تو اشپزخونه و کمک مامانوبزرگم کارش تموم شد و رفت بیرون منم یه اهنگ توپ 
گذاشتمو و شروع کردم که اشپزخونشونو تمیزکنم ديگه جارو کردم گردگیری کردم ظرفاشم
شستم و اومدم بیرون متاسفانه تلوزیونشون خراب شده بود ديگه رفتم سراغ کتابم و بعدم
اومدم وب کاش بابام زودتر میومد شام م

ادامه مطلب  

 

-كل امروز هرچي میخوردم سیر نمیشدم، الانم واسه شام دو تا تخم مرغ با روغن زیتون نیمرو كردم، یه بشقاب پر قرمه سبزی خوردم، بعدش دوتا خرمالو خوردم هنوزم گرسنه م و دارم میخوابم
-خودمو با موی مشكی بیشتر از هر رنگ ديگه اى دوس دارم
-انقدر لباس دارم كه حد نداره، اگه از روز اول سال هر روز یه دست ست كنم بازم تموم نمی شن، با این حال بازم لباس میخرم و میخرم، هر وقتم میرم سر كمدام عذاب وجدان منو خفه میكنه
-به خودم قول میدم از فردا تمركز كنم رو هدفم و اونو نسبت ب

ادامه مطلب  

 

ادم ها گاهی ناراحت میشن ... گاهی غمگینن و گاهی دل شکسته ...
من الان در روز یکشنبه هم غمگینم هم دل شکسته هم بی حوصله هم ... تمام خصلت های منفی درونم هست ..
گاهی میبری دلم میخواست برم بیرون تو این هوای خوب ساعت ها با یه اهنگ خوب راه برم و قدم بزنم و فکر کنم من کجای کارامو اشتباه میکنم که انقدر خوشگل از همه رو دست می خورم ... و هرکس به راحتی هر چیزی بخواد میگه و باز هم من مقصرم ...
 کاش میتونستم برم تنها زندگی کنم ارزوی اینکه یه خونه از خودم داشته باشم که تنه

ادامه مطلب  

شانس صبحی من  

فکر کنید یه چیزی که فکر نمیکنی هیچوقت ديگه پیداش کنی احساس میکنید یه
جای دوره دستت بهش نمیرسه .
این میتونه عکس باشه میتونه کس باشه میتونه
شی گم شده باشه ..یاحتی اهنگ اره اهنگ خارجی که من حتی اسمشم
نمیدونستم و جز معدود اهنگ خارجیای دوستداشتنی دوران نووجونی منه که خیلی
دوسش داشتم
قبلنا یه جا گوش میکردم زیاد ولی بعدش گمش کردم ... تو فکربودم
تو نت دانلودکنم ولی  فارسی نیس که اگه اسشم بلدنباشم یه تیکه اهنگو بنویسم
هیچی و هیچ ....ولی امشب رفتم یوتی

ادامه مطلب  

 

     
 
+ با تشکر از مریم که واسم غذا آورد
با تشکر از مامان که واسم ترشی درس کرد و بابا که مواد اولیه رو خرید و محمد رضا که به مامان کمک کرد :)
+ با تشکر از خودم که دیروز وقتی دلم گرفته بود رفتم بیرون و سبزی خریدم و امروز با حوصله تمیزشون کردم! ( بادرنج و پیازچه ی عزیز !)
+با تشکر از تنهایی ِ آروم ِ اتاق و آواز دستان _ تصنیف باران (آواز دشتی)
+ با تشکر از خدای ِ مهربان...

ادامه مطلب  

اخرین حرف  

تو منو میشناسی؟تو اگه منو میشناختی که وضعمون این نبود..ببین من ديگه حوصله خودمو ندارم چه برسه اینکه یکی بیاد واسم هارت و پورت کنه.اصن ديگه کاری به کارت ندارم خب پس توام ديگه ول کن.کمتر از 2 سال دوس بودیم و الان 5 ساله که رفتی. ديگه کاری به این ندارم که تقصیره من هست یا تو.فقط این و میدونم که تو داری زندگی میکنی با یه بچه و من هیچ جایی این وسط ندارم پس بهتره برم. نمیخوام زندگیتون خراب شه. این و دارم جدی میگم.شاید باید زودتر از اینا میرفتم ولی خب متوج

ادامه مطلب  

مقايسه  

همین الان یه جایی خوندم كه "آرزو نكن جای كسِ ديگه ای بودی، آدما بزرگ ترین مشكلاتشون رو به هیچكس نمی گن."
و "باطن زندگی خودت رو با ظاهر زندگی كسی مقایسه نكن."
و باز هم اینكه "آواز دهل از دور خوش است."
خودمو میذارم جای كسی كه فقط عكسای اینستاگرام منو میبینه. از چشم اون من عجب زندگی دارم! اونوقته كه منم دلم میخواد جای خودم بودم!!!
یك سال ديگه گیرم. و دلم گیر تر. 

ادامه مطلب  

 

ساعت 5:30 صبحه.نشستم کنار در تراس اتاقم.چراغم خاموشه.ماه گرده.نورش کل اتاقمو روشن کرده.دارم نگاش میکنم.هیچی ندارم بهش بگم شاید چون ديگه واسم مهم نیس هیچی شاید چون انقد گفتم خسته شدم شاید چون تموم شدم..
همه چی تموم شده همه چی تموم شده همه چی تموم شده همه چی تموم شده..
بی آرزو بی آرزو بی آرزو بی آرزو بی آرزو بی آرزو بی آرزو بی آرزو بی آرزو...
ساکت ساکت ساکت ساکت ساکت ساکت ساکت ساکت ساکت ساکت ساکت...
بی تفاوت ساکت بی آرزو خسته نه خنده نه گریه 
اون اینطور

ادامه مطلب  

 

اینترنت چرا اینقدر کنده..
یه حسی دارم نسبت به رفتن..خدایاااا اذیت نکنیاا من جوونم کلی ارزو دارم 4 نفر چشم به راهمن..نکنیاااا خداوکیلی جوون منمرسی..
چشمام میسوزه..آه..
امروز روز آخر استاژری زنان بود// آخییی 1 مهر 95 شروع شد اول که اومدم هیییییچ حسی بهش نداشتم ازش متنفررررم بودم..ولی الان عاشقشم و دارم فکر میکنم در آینده هم زنان بخونم هم درمان داره هم جراحی..
چه روزایی 1 ماه ش بودیم...سرویس می اومد سر کوچه..استادای ملو و یواش و خوش اخلاق..مورنینگ که تفری

ادامه مطلب  

زندگی  

بعد 8 سال همه باورهام رو .روی سرم اوار کرد و رفت....اره من شکستم توی خودم خورد شودم و ریختم از درون...خدای من اگه دوست قدیمیم نبود الان تا این جا هم تحمل نمیکردم...خوشحالم خیلی....ولی نگرانم هستم....من بعد از این چجوری میخوام زندگی کنم...راهم چیه...نمیدونم...بلاتکلیفم...بدم میاد از این شبخای سردددد..تک زندگیش سرو کلم پیدا شد یهوو..خودمم نمیدونم چجوری.. .حدای من نکنه زندگی یه نفر به خاطر بودن من نابود بشه..من میترسم بودنم زندگی کسی که واسم مهمه رو بریزه به

ادامه مطلب  

 

اى بابا 
دنیا تو خسته نشدى بس که واسه من یکى ضدحال شدى ؟ 
والا من از جانب تو و ممارستى که میکنى هم خسته شدم 
اما از من ديگه گذشته 
انقدر چیزاى باارزش تر از دست دادم که ديگه ککم هم نمیگزه 
یادش بخیر قدیما چقدر واسه از دست دادن بعضى چیزا ناراحت میشدم اما الان کم مونده بشکن بزنم 
نمیدونم هیجانات لحظه ایه یا واقعا زده به سرم؟ 
یا از اون مدل ناراحتیاس که چند روز بعد اثرشو نشون میده شاید 
به هر حال دنیاى عزیز من یکى ديگه مقاوم شدم 
هیچى پشتمو نمیلرز

ادامه مطلب  

من و منطقم و احساسم و خدا  

الان اخر دنیاست
احساسم میگه : هرچي فکرمیکنم میبینم ديگه هیچ راهی جلوی خودم برای رفتن نیست مهم نیست ديگه علم چقدر پیشرفت میکنه من ديگه هیچ پیشرفتی رو جلوی روم نمیبینم...
منطقم جواب میده : ادم وقتی نتونه برای خودش یه حرکت رو به جلو و پیشرفت رو در نظر بگیره بهتره بمیره.
البته این دوتا فقط بلدن حرف بزنن بدبختیشو  هم من میکشم(میکشه)...
خدا تکرار میکنم خدایا شکرت
ممنون

ادامه مطلب  

17  

1) صبحانه: 1قاشق ژله+تست+1قاشق عسل+قهوه
2) میان وعده: 2عدد گردو+اب کرفس
3) ناهار: 5قاشق برنج+ماهی+بروکلی
4) میان وعده بعد از ظهر: 1سیب+2عدد خرما+1لیوان شیر کم چرب+انار+لیمو شیرین
5) شام: 100 گرم مرغ+ماست کم چرب+سالاد
تمرین قسمت a.c
به به چه صبح زیبایی چه نسیمی چه هوایی به به عجب حال و هوایی...کی گفته دوران رژیم سخته؟ واقعا منکه لذت میبرم شاید برا خیلیا عجیب باشه این اخلاقم ولی من وقتایی که از رده رژیم خارجم عصبی میشم امروز که بیدار شدم یادم اومد دیشب چقد عالی

ادامه مطلب  

دلنوشته 16  

دیشب یه اتفااااااااقی افتاد خواب از سرم به کل پرید( یه بار دیگ ازین کارا کنی... یه بار ديگه منو تو عمل انجام شده قرار بدی من می دونم تو گلم )
اینقد بی انگیره شدممممم اصن حال و حوصله هیشکار ندارم...صبح به زور از تو رخت خوابم بلند شدم از روی اجباااااار... یه شنبه ها باید خونه رو تمیز کنم !!! چون طول هفته فرصت نمی کنم به خونه برسم...
همین جور که اهنگ گذاشته بودمو ظرفارو می شستم مامور آمار اومد در خونه رو زد... منم اصن حال و حوصله نداشتممممم ...درو باز نکردم..

ادامه مطلب  

عشقم یه عکس خوشگل از خودت واسم بفرست  

پسر:عشقم یه عکس خوشگل از خودت واسم بفرستدختر:چشمولی تو محض احتیاط یه عکس از خواهرت واسم بفرست عشقم                 شیطان سر پا ایستاده بود.                       سیگارش را خاموش کرد                   و کف مرتبی برای دختر زدپسر بدون معطلی عکس اون یکی دوست دخترش رو واسه دختر فرستاد شیطان مبهوت مانده بود از کار این 2 خلقتدختر:وای مرسی عزیزم الان عکسمو واست ایمیل میکنم. و عکس دوست دختر برادرش را فرستاد.پسرک خوشحال وقتی ایمیلشو باز کرد عکس

ادامه مطلب  

29.8.95 شنبه ظهر  

بعد از دوروزززززززز عشقمو دیدممممممم داشتم دق میکردم کههههه
عشقممممممم اومدی دنبالم چن دیقه دیر کردم ببخش فدات بشم
اومدم تو ماشین بوس سلامو دادم اقام حرکت نمیکرد که یهو دوتا دسبند اوردی بیرووووون فدات بشم الهیییییییی چ خوجلننننن عاشقشونممممم ک یکیش اندازم نبود گفتم خودت بپوشش ب دستتم میومدددد گفتم مال خودت پس ديگه اون یکیو پوشیدمم کیف کردممم و هی بوش میکنم لذت میبرممممم
ديگه سرکوچه رسیدیم یهو یادم اومد گفتم کجا بودی ۵شنبه ظهر گفتی عقبن

ادامه مطلب  

عشق چیست؟؟؟  

عشق مثل بغل کردن کاکتوس میمونه
دیدی کاکتوس از دور چقدر قشنگه هرچي بهش نزدیکتر میشی ترسناک تر میشه عشق هم همین جوره فقط از دور قشنگه 
کاکتوس رو هرچي بیشتر بغل کنی زخمی تر میشی هرچي تو بغلت محکم تر فشارش بدی تیغاش بیشتر تو تنت میره تا جایی که بالاخره یکی از تیغ هاش قلبتو پاره میکنه اونوقت مثل چاقویی که تو قلبت فرو رفته و نمیتونی خودتو بکشی عقب (چون از خونریزی میمیری) مجبوری تو بغلش آروم آروم جون بدی
 ولی حتی اون لحظه هم دیدن کاکتوس قشنگه
جالبی

ادامه مطلب  

 

برخلاف اونچه که فکرمیکردم هوا اصلا سرد نبود و استرسم واسه بودن برف کاملا بیجا بود،و فقط از پناهگاه به بعد یه ذره باد میومد که اونم اصلا اذیت کننده نبود.نگرانیه ديگه ای كه داشتم سریع رفتن بچها بود كه سرپرستمون عالی بود و گروه رو به بهترین شكل هدایت كرد كه باعث شد اصلا اذیت نشیم.و البته دوتا دوست عالی به اسم نعمت و رحمت پیدا كردم كه از بهترینهای كوهنوردی هستن.
قله ی دائم برف با ارتفاع ۳۴۵۰ دومین قله ای بود که فتح میکردم و واقعا واسم لذت بخش بود.


ادامه مطلب  

وجودت ارومم میکنه  

"خدا"
عشقم خوابم نمیبره..دلم خواست بیام اینجا
بگم که من واقعا هیچ توقعی ازت ندارم
تا الان خییییلی به من لطف کردی..همین که پیشمی واسم یه دنیا ارزش داره
امروز صدای قشنگتو شنیدم..کم حرف زدیم ولی صدات باعث شد کل روزم خیلی خووووب بگذره
ممنونم ازت که زنگ زدی
مرسی که روز تولدم پیشم بودی
مرسی که دوسم داری
من تورو هییییچوقت با هیچکس عوض نمیکنم
از نظر من بهترررررررررین پسر دنیا الان کنارمه و تو قلبمه
امروز بارها به داشتنت افتخار کردم..تو واسه من قد همه ا

ادامه مطلب  

برای تو که نیستی...  

بعد از 5سال!!؟ 
 اومدی احوال مو بپرسی؟؟
خیلی دیره... 
بایددبهت میگفتم شبهای دلتنگی مو... اشک هامو... بیداری های وقت و بی وقتمو و اون حسه تلخ تنهایی رو
چرا نگفتم؟؟ 
 آخه ازت با درد گذشتم.. 
دردت بزرگم کرد... صبورم کرد... 
آره  ما بخشی از زندگی هم هستیم و هیچ وقت همو فرانوش نمیکنیم...  بهترین روزهای من و بدترین روزهای تو ...
خودت گفتی از لحظه اول شیفته و دل باختم بودی بودی و من میگم هستی هستی ... و خواهی بود ترس از دست دادنم باعث  شد ترکم کنی 
عشق اول بودی ...

ادامه مطلب  

یه شب فوق العاده عالی  

"خدا"
میثمم دیشب یه شب خیلی خاص واسم ساختی
خیلی خیلی به یاد موندنی بود
عشقم شاید دیشب ناخوااااسته ناراحتت کردم..ببخشید
بخدا من هیچ وقت راضی به ناراحت شدن تو نیستم..چون تو فوق العاده ای واسم
عشق قشنگم خیلی خوبه که ادم یکی رو دوست داشته باشه
من تورو نه از روی نیاز دوست دارم،نه از روی اجبار
و ته بخاطر فرار از تنهایی
فقط و فقط بخاطر این‌دوست دارم که ارزش دوست داشتن رو داری
داشتن تو می‌ارزه به تمووووووم نداشتن‌های دنیا

اگه تو پیشم باشی غیر از سلا

ادامه مطلب  

رقص و شادی بکنیم  

دو سه روز گذشته خیلی کمر دردم بهتر شده بود. همینجوری راه که میرفتم یه اهنگ شاد گوش میدادم و زیر پوستی و نرم میرقصیدم .
خیلی حس خوبیه. راه بری و درد نداشته باشی. چقدر نعمت هست و حواسم بهشون نیست. تا از دست ندی قدر نمیدونی. همین دیدن شنیدن راه رفتن و غذا خوردن. چقدر دلیل واسه شاد بودن و رقصیدن هست.
چرا ادما نمیرقصن همینجوری. تصور کن تو خیابون موقع راه رفتن همه با رقص و شادی رد بشن. 

ادامه مطلب  

سرماخوردگی  

صبح نمیدونم ساعت چند بود چشمامو باز کردم توانایی حرکت نداشتم . سردرد و بدن درد . گوش و گلو . حتی آب دهنم رو هم نمیتونستم قورت بدم ‌. بدنم خیلی داغ بود و تب داشتم . حمید هنوز خواب بود . به سختی بلند شدم و رفتم آشپزخونه و قرص خوردم . دوباره رفتم خوابیدم . با صدای حمید بیدار شدم . میگفت پاشو از ظهر هم رد شده ‌. رو تخت کنارم نشسته بود . چشمام میسوخت و تار میدیدم . پرسید حالت خوبه ؟ نای حرف زدن نداشتم . به زور گفتم نه . گفت لپات قرمز شده بعدم دستشو گذاشت رو پی

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1