تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


چرا بعضیا فکر میکنن عروس ملکه انگلستانن؟! :|||  

Melody : چرا بعضیا خیال می‌کنن عروس ملکه انگلستانن؟!

ادامه مطلب  

چرا بعضیا فکر میکنن عروس ملکه انگلستانن؟! :|||  

Melody : چرا بعضیا خیال می‌کنن عروس ملکه انگلستانن؟!

ادامه مطلب  

اسفندی عروس خانم ها در سال66  

در سال اسفند 1366عروس خانم هایی که در دوران نامزدی بودن از طرف خانواده ی داماد کادوهایی می آوردند. یک شب خانواده ی داماد با هدایایی مانند یک کیسه برنج ،روغن یک حلب ،یک عدد خروس زنده و..... به خانه ی عروس می آوردند این رسم و رسومات شهر ما در آن سال بود که ماه اسفند،اسفندی برای عروس می بردند .در خانواده ی ما جایی برای نگه داشتن مرغ و خروس نداشتیم شب که خروس آمد خودش رفت بالای دیوار همسایه نشست وقتی دامادو خانواده ی آن رفتند داداش هایم دنبال خروس می د

ادامه مطلب  

مونا  

خواب دیدم رو ویلچر نشستم و دارم دعا می خونم
فک کنم بعد آدم هایی ک برام مهم بودن الان نوبت اعضای بدنم شده باید از دستشون بدم
آدما خیلی چیزا روخودشون از خدا می خوان اما یادشون نمی مونه
ولی من یادم هست وقتی گف همه چیزت رو ازت می گیرم آیا قبول می کنی
گفتم باشه قبول
یک مریم که قوت زنوهایش را از دست داده باشد ب چه درد خدای کائنات می خورد نمی دانم!
شاید خدا زیادی مغرور است در عشق:)

ادامه مطلب  

یه سری ها هم با دردهاشون زیاد شوخی میکنن.انگار یه اسباب بازی یا یه فیلم خنده دار  

عمه های پیر و کوتاه قد و بانمکی دارم.بانو،بتول،زهرا و عمه صدیقه ی خدابیامرز. خیلی جالبن. تفکرات قدیمیشون که خیلی جالبن.پشت هر حرفشون یه کتاب خاطره و رسم و رسومه.هیچ کدوم اصفهان بدنیا نیومدن.یکی از روستاهای اطراف.
اما چیزی که میخوام ازشون بگم اینه: همیشه پر درد اند. درد اولاد و حرصو جوش ها رو هم اگه بذاریم به کنار، درد جسمانیشون هم کم نیست. همه پادردی و قند و گاهی انسولین و فشار و قلب و ... . اما عمه های نازنین منقشنگ با دردهاشونرفتار میکنن. اونا ح

ادامه مطلب  

78:یک روایت  

سی و شش سال پیش پسری به اصفهان برای کار آمد. به خانه یکی از اقوام رفت. عاشق دختر صاحبخانه اقوامشان شد. دختر هم یک دل نه صد دل عاشق پسر شد. این دلدادگی آنقدر زیاد شد که روزی از دخترک خواست که با او ازدواج کند و دخترک همان لحظه قبول کرد و ماند جلسه خواستگاری.... پسر به روستا نزد پدر مادرش بازگشت و گفت عاشق دختری شده ام. پدرش هم به همراه کسان دیگر به خواستگاری دخترک آمد. پسر آنقدر ذوق زده بود کلی هدیه برای عروس خریده بود تا در شب نامزدی پیشکش ببرد..
اصف

ادامه مطلب  

ما میگیم تهش خورده، شما چی میگین؟  

چند روز قبل داشتم از سر تفنّن، یک پکیج خدمات عروس رو میخوندم، یه بخشی از خدمات این بود : رنگ و لایت ... من خوندم: رنگ ِ ولایَت !!! بعد با خودم میگم رنگِ ولایت چه ربطی داره به آرایشگاه و خدمات عروس؟ بعد یهو یافتم یافتم و فهمیدم که لابد آقا داماد دست عروس خانم رو میگیره میبره آرایشگاه میگه: ببخشید من میخوام با این دخترخانم ازدواج کنم، ولی خوب یه کمی اختلاف عقیدتی! داریم، لطفاً یه کمی به ایشون رنگ ِ ولایَت بزنید تا بتونیم بدون مشکل ازدواج کنیم!!!
 
چند

ادامه مطلب  

ما میگیم تهش خورده، شما چی میگین؟  

چند روز قبل داشتم از سر تفنّن، یک پکیج خدمات عروس رو میخوندم، یه بخشی از خدمات این بود : رنگ و لایت ... من خوندم: رنگ ِ ولایَت !!! بعد با خودم میگم رنگِ ولایت چه ربطی داره به آرایشگاه و خدمات عروس؟ بعد یهو یافتم یافتم و فهمیدم که لابد آقا داماد دست عروس خانم رو میگیره میبره آرایشگاه میگه: ببخشید من میخوام با این دخترخانم ازدواج کنم، ولی خوب یه کمی اختلاف عقیدتی! داریم، لطفاً یه کمی به ایشون رنگ ِ ولایَت بزنید تا بتونیم بدون مشکل ازدواج کنیم!!!
 
چند

ادامه مطلب  

دیشب 2 اسفند من و بی نام و نشون  

-زنم میشی؟ 
عروس ننم بشی
+نه
 
 
 
-وااای فک کن شب عروسیم من بشینم تو برقص واسم ،تو بشین من برقصم واست واای تو فرشته منی چقد خوشگل میرقصی.
+گل میزنی؟
-من عاشقتم،باهام ازدواج میکنی؟
+نه
-چرا از من بدت میاد؟
+از ازدواج بدم میاد :)
 
 
 
پ.ن۱:دلبر ؟ داری چیکار میکنی با خودت ؟
پ.ن۲:کله خراب ممنونم ک انقد ی موجود فهمیده ای هستی
پ.ن۳:حواصیل من هستمممم

ادامه مطلب  

 

گاهی به خودم میگم من اگه تلاش کنم(یا میکردم‌) میتونم (میتونستم)
بعد خودم به خودم میگه : مزخرف نگو! هرکی اگه تلاش کنه ، موفق میشه!!
 
خرده ریزه : برف اومد و منو ساعت صفر از خونه بیرون کشید...
بازی ، قدم زدن و عکس گرفتن ...یه ماشینم برامون بوق عروس دومادی زد!
خلاصه اینکه بازم بگن بهمن بده! هرچی هست لااقل زمستون بود و ادای هیچ فصلیو در نیاورد !
و‌من الله توفیق!
 

ادامه مطلب  

عروسی  

شب جمعه عروسی یکی از دوستامون بود اینکه جمع بستم چون خودشو خواهراش دوستای منو خواهرامن^_^
بما و بقیه برو بچ تاکید نمووده بودن که قبل ساعت 6 تالار باشینا!! قبل همه مهمونا باید دوستا باشن!!
کلا که ازون دسته آدمایی هستم که اگه رو کارت نوشته باشه6 یا 7 یا 7.5 میرم! میگیم یکم بگذره خخخ تازه برا عروسی آبجی خودم نیمساعت بعد ساعت رو کارت رفته بودم خخخخخ (( آخه تو آرایشگاه مونده بودم و گوشیمم خاموش شده بود و هیچ کسیم نبود حتی خود آرایشگره!!!))
خلاصه از ترس خشم

ادامه مطلب  

عروسی  

شب جمعه عروسی یکی از دوستامون بود اینکه جمع بستم چون خودشو خواهراش دوستای منو خواهرامن^_^
بما و بقیه برو بچ تاکید نمووده بودن که قبل ساعت 6 تالار باشینا!! قبل همه مهمونا باید دوستا باشن!!
کلا که ازون دسته آدمایی هستم که اگه رو کارت نوشته باشه6 یا 7 یا 7.5 میرم! میگیم یکم بگذره خخخ تازه برا عروسی آبجی خودم نیمساعت بعد ساعت رو کارت رفته بودم خخخخخ (( آخه تو آرایشگاه مونده بودم و گوشیمم خاموش شده بود و هیچ کسیم نبود حتی خود آرایشگره!!!))
خلاصه از ترس خشم

ادامه مطلب  

محرمیت...  

شک کرده‌امبه صفحه دوم شناسنامه‌ ام شک کرده‌ام….!این روزها دارم با کسی زندگی می‌کنم انگار ..!!
 
این دوریه خیلی رومون تاثیر گذاشته
دلو به دریا زدیم دیگه
فردا قراره بهم محرم بشیم
اونم دوتایی...
بدون گل و شیرینی
بدون کل کشیدین
بدون دست و رقص
بدون اینکه کسی رو سرمون قند بسابه
بدون اینکه من برم گل بچینم
بدون اینکه برم گلاب بیارم
بدون اینکه عاقد وکیلم بشه
بدون اجازه پدرم
بدون اطلاع هیچکس
بدون اینکه من بگم بله.....
 
قراره من صیغه محرمیتو بخونم و مجید

ادامه مطلب  

محرمیت...  

شک کرده‌امبه صفحه دوم شناسنامه‌ ام شک کرده‌ام….!این روزها دارم با کسی زندگی می‌کنم انگار ..!!
 
این دوریه خیلی رومون تاثیر گذاشته
دلو به دریا زدیم دیگه
فردا قراره بهم محرم بشیم
اونم دوتایی...
بدون گل و شیرینی
بدون کل کشیدین
بدون دست و رقص
بدون اینکه کسی رو سرمون قند بسابه
بدون اینکه من برم گل بچینم
بدون اینکه برم گلاب بیارم
بدون اینکه عاقد وکیلم بشه
بدون اجازه پدرم
بدون اطلاع هیچکس
بدون اینکه من بگم بله.....
 
قراره من صیغه محرمیتو بخونم و مجید

ادامه مطلب  

سوز چوخ، وقت يوخ  

مادر شوهرم می گوید هروقت مادرشوهرش از خانه اش می رفته، می گفته " عروس، من رفتم. حقم را حلال كن".و مادرشوهرم هروقت از پیش ما می رود به من می گوید" الناز، من رفتم. حق منو حلال كن".و هربار با شنیدن این جمله بغضی به بزرگی یك توپ را با یك وضعی در گلو فرو می دهم و انقدر به خودم فشار میاورم تا اشك در چشمانم جمع نشود كه اگر اشكم جاری شود، خودم جمع نشوم!مخلص كلام، رفتن مهمان دردناك است. ولی خوشحالم به خوشحالی و سلامتی مهمان ها...امید كه تمامی بیماران از درد ر

ادامه مطلب  

688 .  

بسم الله القدیر
خواسته بود حرف بزنهُ پرسیده بود میتونه اعتماد کنه ؟ شنیده بود که اگه خودت خواسته باشیُ صلاح بدونی آره .. به اجبار خونواده عروس شده بودُ شوهرشُ نمیخواسته / نمیخواس .. آروم گفته بود کس دیگه ای رو میخواد .. همین الان که دو تا بچه هم داره حتی .. خسته شده بود ، خواس برگرده از اشتباهش .. خواسته بودُ سخت بود براش .. حالا ـُ بعدِ این همه سال ، برگشتنُ جبران کردن ، سخت شده بود براش 
 
میدونی ؟ ممکنه هیچ وقت متوجه اشتباهت نشی یا متوجه شیُ پشیمو

ادامه مطلب  

خواب  

همه چی برام مثل خوابه... نمیدونم بیدارم یا خواب... دوسال پات موندم... با همه چیزت کنار اومدم...به خانوادم دروغ گفتم... و از همه بدتر خدا رو از خودم دور کردم...
تا دیروز انگار تو یه کلبه منو نگه داشته بودی که پنجره ای نداشت و میگفتی فعلا وقتش نیست بری بیرون اما بیرون انقد قشنگه، همه جا سرسبزه، همه جا قشنگه، رودخونه ها، درختا، حیوونا، همه دوستت خواهند داشت، هرجا بخوای میتونی بری و شاد باشی، میتونی خوش باشی، میتونی هرکاری که دوست داری بکنی و منم تو ذوق

ادامه مطلب  

نگرانم  

نگرانم
نگران مادری که چشم به راه آمدن پسرشه
نگران همسری که منتظر آمدنه شوهرشه
نگران دختر و پسری که منتظر دیدن مجدد پدرشونن
نگران پدری که نگران پسرشه، نگرانه عروس و نوهاشه 
تو این روزهاست که آدم  میگه خدا " خیلی از اونهایی که او زیر گرفتار شدن بی گناه بودن"
تو که لج باز نیستی
تو که مغرور نیستی
تو که محتاج دعای مردم نیستی
تو که 
تو که
تو که 
تو که هر صفت خوبی داری
این روزها خودتو بهمون نشون بده
 

ادامه مطلب  

نگرانم  

نگرانم
نگران مادری که چشم به راه آمدن پسرشه
نگران همسری که منتظر آمدنه شوهرشه
نگران دختر و پسری که منتظر دیدن مجدد پدرشونن
نگران پدری که نگران پسرشه، نگرانه عروس و نوهاشه 
تو این روزهاست که آدم  میگه خدا " خیلی از اونهایی که او زیر گرفتار شدن بی گناه بودن"
تو که لج باز نیستی
تو که مغرور نیستی
تو که محتاج دعای مردم نیستی
تو که 
تو که
تو که 
تو که هر صفت خوبی داری
این روزها خودتو بهمون نشون بده
 

ادامه مطلب  

سوالاتی که قبل از نوشتن صحنه در فیلمنامه بهتر است‌ از خودمان بپرسیم  

چند سوالی که قبل از نوشتن یک صحنه از فیلمنامه بهتر است از خودمان بپرسیم:
۱- نقطه دراماتیک صحنه چيست؟  با این صحنه چه چیزی را در ساختار فیلمنامه می خواهید کامل کنید؟ برای مثال در فیلم جوی صحنه ای که شخصیت اصلي( جوی) خودش برای تبلیغ اختراعش برای اولین با مقابل دوربین تلویزیون قرار گرفته است، نویسنده می خواهد موفقیت جوی را نشان دهد یک قدم در ساختار فیلمنامه به پیش برود.
 ۲- ضربه اصلي صحنه در چيست؟ ( ضربه یعنی تغییر) کنش اصلي و واحدی را که صحنه حول

ادامه مطلب  

295  

اصلا نمیفهمم چه حالی دارم دیگر کم کم میروم روبه سمتی که دیگر حتی خودم هم نمیتوانم بفهمم دردم چیست... آنقدر امروز قلبم درد داشت که دیوانه وار به خود میپیچیدم آنقدر که گاه به زور نفس میکشیدم  ولی نمیفهمیدم علت دردهایش چیست قبلا گاهی کور سوی ذهنم میکشید و میفهمید دردش چه هست ولی این روزها دیگر نمیفهمم دلیل این حالم چیست دلیل این درد هایم چیست دلیل این احوال پریشانو بی حوصلگی هایم چیست... حالا دیگر من مانده ام و این احوالی که دیگر نمانده این قلبی

ادامه مطلب  

دوستهای خوب 18 سالگی هایم  

امروز قرار بود با نرگس و زهرا تولدمو جشن بگیریم .البته تولد من 5 اسفنده اما خوب پیشواز رفتیم .نرگس رو یکسال بود که ندیده بودم.یادم اخرین بار وقتی که داداش زهره میخاست بیاد خاستگاری رفتیم لباس خریدیم بهم گفت تو رفتی ..من هنوز سنگرو حفظ کردم اما دقیقا بر عکس شد .نرگس عید همون سال نامزدکرد و این در حالی بود که من هم چنان به رد کردن خاستگارا با همون لباس می پرداختم تاجایی که دیگه نمی خام بپوشمش.
دیشب خابم نمی برد .حس ی بچه مدرسه ای داشتم .حس ی دختر 15 س

ادامه مطلب  

 

پر از وجدم... پر از شادی... با اینکه الان احساسی در تو به وجود نمیارم...محرمت بودم روزی... عزیزت بودم روزی... مردت بودم روزی...یه مرد مگه تو زندگیش بیشتر از این چی میخواد...که لطف زیباترین دختر دنیا شامل حالش شده روزی... میتونه همین الان بمیره... با دل خوش... چرا که کامروا بوده و ناکام نمیره از این دنیا...
همه دنیای منی... هر چند الان به اندازه سر سوزنی تو دنیات جا ندارم...
همه وجودم پر از احساس به توئه و جایی ندارم ابرازش کنم جز همین جا که "اینجا برای از تو نو

ادامه مطلب  

"جشن نوروز و میله گل سرخ "  

  جشن های ملی و مردمی افغانستان دارای ریشه تاریخی هستند که از دوران باستان تا به امروز رسیده‌اند. برخی از این جشن‌ها  عبارت اند از (جشن نوروز(میله گل سرخ)جشن دهقان.جشن سمنک . سیزده بدر. عید قربان .عیدفطر. عید غدیر.جشن استقلال و ... ):  
از جمله  بزرگترین جشنی که هرسال باشکوه تر از سالهای قبل در افغانستان برگزار میشود توریستهای از کشورهای اطراف افغانستان وتمام ولایات افغانستان را مجذوب خود میکند  جشن نوروز است که به جشن میله گل سرخ نیز موسوم اس

ادامه مطلب  

"جشن نوروز و میله گل سرخ "  

  جشن های ملی و مردمی افغانستان دارای ریشه تاریخی هستند که از دوران باستان تا به امروز رسیده‌اند. برخی از این جشن‌ها  عبارت اند از (جشن نوروز(میله گل سرخ)جشن دهقان.جشن سمنک . سیزده بدر. عید قربان .عیدفطر. عید غدیر.جشن استقلال و ... ):  
از جمله  بزرگترین جشنی که هرسال باشکوه تر از سالهای قبل در افغانستان برگزار میشود توریستهای از کشورهای اطراف افغانستان وتمام ولایات افغانستان را مجذوب خود میکند  جشن نوروز است که به جشن میله گل سرخ نیز موسوم اس

ادامه مطلب  

سرامیک پرسلانی چیست ؟  

پرسلان یا سرامیک پرسلانی (Porcelain ceramic) ، گونه ای از سرامیک ها هستند که از رس کائولین ساخته شده و در دمای ۱۲۰۰ تا ۱۴۰۰ درجه سانتیگراد پخته می شوند . اگرچه واژه پرسلان ریشه ایتالیایی داشته و به دلیل همانندی با یک گونه صدف دریایی به این نام ، نامیده شده است ، ولی ساختگاه اصلي آن ، چین است و...

ادامه مطلب  

دوربین های مینیاتوری  

دوربین های مداربسته مینیاتوری رایجترین نوع دوربین های مداربسته مخفی هستند که خصوصیت اصلي آنها اندازه کوچک آنهاست.
کاربردهای دوربین مینیاتوری
دوربین های مینیاتوری معمولا در محیط هایی استفاده می شوند که نیاز به مشاهده تصاویر به صورت غیر محسوس وجود داشته باشد. شاید بدنه خود دوربین مینیاتوری کوچک نباشد اما لنز این دوربین ها به اندازه ای کوچک است که معمولا می توان از طریق ایجاد سوراخی کوچک تصاویر را به وسیله این دوربین ها گرفت و دوربین را پشت

ادامه مطلب  

بانو  

بانو گوش کن مردی که تورا دوست داشته باشد تنت را عریان نمیکند بانو!! بلکه لباس عروس بر تنت میکند... بفهم عشق اگر واقعا عشق بود لذت آن بوسه بر پیشانی خیلی بیشتر از لب دادن بود...اگر عشق واقعا باشد همان دستانت را که میگیرد حتی برای یک لحظه دیوانه ات میکند و از برق چشمانم مست میشوی احتیاج به هم آغوشی و همخوابی نیست ...اگر عشقت مردانگی داشته باشد از دوری یکدیگر هم لذت میبرید چون مطمن هستی جایت در میان قلبش ثابت و دست نخوردنی ست!!لازم نیست هر روز هفت قلم

ادامه مطلب  

دانلود آموزش زبان برنامه نویسی ++C به زبان ساده  

برخی از مباحثی که با آن آشنا خواهید شد :
اساس برنامه نویسی  در C++
انواع خطا در برنامه نویسی C++
خطای متنی در C++
خطای منطقی در C++
خطا در عبارت متنی چیست ؟
تعریف متغیر در سی پلاس پلاس
چار چوب C++
حلقه ها در سی پلاس پلاس
حافظه در C++
متغیر جمع در سی پلاس پلاس
متغیر ضرب در سی پلاس پلاس
حلقه های تو در تو در C++
حلقه های تو در تو وابسته در C++
آرایه در سی پلاس پلاس
جمع آرایه متناظر در C++
فلگ چيست؟
آرایه ۲ بعدی و ۳ بعدی در سی پلاس پلاس
ماتریس خلوت در C++
حلقه شرطی در

ادامه مطلب  

دانلود آموزش زبان برنامه نویسی ++C به زبان ساده  

برخی از مباحثی که با آن آشنا خواهید شد :
اساس برنامه نویسی  در C++
انواع خطا در برنامه نویسی C++
خطای متنی در C++
خطای منطقی در C++
خطا در عبارت متنی چیست ؟
تعریف متغیر در سی پلاس پلاس
چار چوب C++
حلقه ها در سی پلاس پلاس
حافظه در C++
متغیر جمع در سی پلاس پلاس
متغیر ضرب در سی پلاس پلاس
حلقه های تو در تو در C++
حلقه های تو در تو وابسته در C++
آرایه در سی پلاس پلاس
جمع آرایه متناظر در C++
فلگ چيست؟
آرایه ۲ بعدی و ۳ بعدی در سی پلاس پلاس
ماتریس خلوت در C++
حلقه شرطی در

ادامه مطلب  

ساختمان پلاسکو که ریخت عروس رضا سیاه پوش شد | کاری جز سکوت نداریم  

پلاسکو که ریخت عروس رضا سیاه پوش شد : حالا که قسمت این‌گونه رقم خورد و ما عزیزان و جگرگوشه‌هایمان را از دست دادیم به همین خاطرکاری جز سکوت نداریم
ساختمان پلاسکو 
خانواده رضا شفیعی، آتش نشان 27 ساله در تدارک برگزاری جشن عروسی او و همسر عقد کرده‌اش بودند که پسرشان به‌جای بردن عروس به خانه بخت، در ساختمان پلاسکو دلاورانه به کام شعله‌های آتش رفت وپس از آخرین مأموریت شجاعانه‌اش، به سوی ابدیت پرواز کرد.این در حالی بود که هنوز رنگ آمیزی خانه عر

ادامه مطلب  

مصاحبه با شخصیت در فیلمنامه  

اغلب فیلمنامه نویسان برای شخصیت های اصلي زندگی نامه می نویسند و به شرح جزئیاتی از زندگی آنها در زندگی نامه می کنند. در این نوشته جایگزین و یا روش موثرتری از نوشتن زندگی نامه را پیشنهاد می کنم.
مشکلی که زندگی نامه ها دارند اینست که آنها به جزئیاتی از زندگی شخصیت ها می پردانزند که معمولا تأثیرات جزئی بر روند و یا جهت داستان دارند. در حالی که مصاحبه با شخصیت به طور خاص فقط بر روی شخصیتی که در فیلمنامه حضور دارد متمرکز است.
پرسش هایی که باید از قه

ادامه مطلب  

نشست کتابخوان به مناسبت دهه مبارک فجر  

به مناسبت دهه فجر، نشست کتاب‌خوان با محوریت انقلاب اسلامی در کتابخانه عمومی ولایت شهر فرمهین برگزار شد.آشنایی هرچه بیشتر دانش آموزان و اعضا در مورد دوران انقلاب، شناخت شخصیت های تاثیر گذار در انقلاب، آگاهی دادن به اعضا در مورد دوران پهلوی و مبارزات ماندگار امام با طاغوت، انس دادن کودکان با محیط کتابخانه و علاقه مند کردن اعضاء به کتابهای دوران انقلاب و بالا بردن سطح مطالعات مردم در این زمینه از اهداف این نشست عنوان شد.شش عنوان کتاب در این

ادامه مطلب  

نشست کتابخوان به مناسبت دهه مبارک فجر  

به مناسبت دهه فجر، نشست کتاب‌خوان با محوریت انقلاب اسلامی در کتابخانه عمومی ولایت شهر فرمهین برگزار شد.آشنایی هرچه بیشتر دانش آموزان و اعضا در مورد دوران انقلاب، شناخت شخصیت های تاثیر گذار در انقلاب، آگاهی دادن به اعضا در مورد دوران پهلوی و مبارزات ماندگار امام با طاغوت، انس دادن کودکان با محیط کتابخانه و علاقه مند کردن اعضاء به کتابهای دوران انقلاب و بالا بردن سطح مطالعات مردم در این زمینه از اهداف این نشست عنوان شد.شش عنوان کتاب در این

ادامه مطلب  

همانجا که مینویسم ، همانجا که نوشته میشوم ...  

جمعه رفتیم باغ ، خب اتفاق خاصی نیوفتاد ، البته چرا ، افروز خیلی مهربون تر شد باهام !! شنبه عربیو خراب کردم و همینطور زبانو ، امروز هم فک کنم زیستو گند زدم ، فردا هم طبق محاسباتم همه درسارو از دم برینم ، عجب هفته ی گندی ...
فقط این دوروزو برا دوشنبه و سه شنبه و چهارشنبه تحمل کردم ، اونم به خاطر فرشته تا بیادو باهاش حرف بزنم ،؛ قرار شده متنارو براش ببرم ، حس پرینت گرفتنشون نیست ، دلم دوستای جدید میخاد ، نیوش که همش با کیمیه ، کیمی هم همش با نیوشه ، من

ادامه مطلب  

همانجا که مینویسم ، همانجا که نوشته میشوم ...  

جمعه رفتیم باغ ، خب اتفاق خاصی نیوفتاد ، البته چرا ، افروز خیلی مهربون تر شد باهام !! شنبه عربیو خراب کردم و همینطور زبانو ، امروز هم فک کنم زیستو گند زدم ، فردا هم طبق محاسباتم همه درسارو از دم برینم ، عجب هفته ی گندی ...
فقط این دوروزو برا دوشنبه و سه شنبه و چهارشنبه تحمل کردم ، اونم به خاطر فرشته تا بیادو باهاش حرف بزنم ،؛ قرار شده متنارو براش ببرم ، حس پرینت گرفتنشون نیست ، دلم دوستای جدید میخاد ، نیوش که همش با کیمیه ، کیمی هم همش با نیوشه ، من

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
ورود به کانال تلگرام