تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


باران  

بزن باران بهاری کن فضا رابزن باران و تر کن قصه ها را
بزن باران که از عهد اساطیرکسی خواب زمین را کرده تعبیر
بشارت داده این آغاز راه استنباریدن دلیل یک گناه است
بزن باران به سقف دل که خون استکمی آنسوتر از مرز جنون است
بزن باران که گویی در کویرمبه زنجیر سکوت خود اسیرم
بزن باران سکوتم را به هم زنو فردا را به کام ما رقم زن
بزن باران به شعرم تا نمیرددر آغوش طبیعت جان بگیرد
بزن باران، بزن بر پیکر شببر ایمانی که می سوزد در این تب
به روی شانه های خسته ی د

ادامه مطلب  

باران به سادگی باران ......  

 

با شما از باران خواهم گفت از پنجره های بسته به روی خودم از شعرهای گسترش یافته به شهرها از خودم از باران از پی نوشت درد دلهایم از بی قراری بر باد رفته از درد های کش دار از ناگهان های درد اینبار نام شرح درد هایم را «باران به سادگی باران » خواهم گذاشت تا شرح همه روزها و شب هایی باشد که نیستم باران رضا پور

ادامه مطلب  

باران  

باران خیال تو آخر می کشد مرا …ای کاش بر تن خـیسم چتر میشدی …..گونه هایت خیس است ؟باز با این رفیق نابابت ، نامش چه بود ؟ هان ! باران …باز با “باران” قدم زدی ؟هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی هاهمدم خوبی نیست برای درد هافقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر میکند …

ادامه مطلب  

باران  

باران خیال تو آخر می کشد مرا …ای کاش بر تن خـیسم چتر میشدی …..گونه هایت خیس است ؟باز با این رفیق نابابت ، نامش چه بود ؟ هان ! باران …باز با “باران” قدم زدی ؟هزار بار گفتم باران رفیق خوبی نیست برای تنهایی هاهمدم خوبی نیست برای درد هافقط دلتنگی هایت را خیس و خیس و خیس تر میکند …

ادامه مطلب  

عاشقانه ی باران . . .  

 
 
به نامت
       یا حبیب من لا حبیب له
 
...
 
از عاشقانه های امیرالمومنین بر مزار هستی اش:
لا خیر بعدک فی الحیاة . . .
 
...
 
اگر خون گریه کنم بر مظلومیتتان هم، ذره ای در برابر اقیانوس خون دل خوردن هایتان و تنهایی تان نیست مولای من...
 
...
 
السلام علیکِ یا صدیقة الشهیدة یا مولاتی یا فاطمة الزهراء...
 
 

ادامه مطلب  

خاطره فائزه خانم  

سلام اسمم فائزه است حدود شش ماه است که با اینجا آشنا شدم من زمانی که زیاد راه میرم پهلو سمت راستم درد میگیره و زیاد نمیتونم راه برم یه مدت شده بود که این درد خیلی زیاد شده بود جوری که همش از درد گریه میکرم چند روز گذشت و من با اصرار مامانم رفتیم دکتر زمانی که رسیدیم یه بیمارستان کوچیک با چندتا در بود مامانم رفت وقت گرفت منم زمانی که وارد بیمارستان میشم حرف نمی تونم بزنم هیچی حالم خوب خوب میشه خلاصه رفتیم تو دقیق نمیدونم مرد بود یا زن چند تا ازم

ادامه مطلب  

خاطره فائزه خانم  

سلام اسمم فائزه است حدود شش ماه است که با اینجا آشنا شدم من زمانی که زیاد راه میرم پهلو سمت راستم درد میگیره و زیاد نمیتونم راه برم یه مدت شده بود که این درد خیلی زیاد شده بود جوری که همش از درد گریه میکرم چند روز گذشت و من با اصرار مامانم رفتیم دکتر زمانی که رسیدیم یه بیمارستان کوچیک با چندتا در بود مامانم رفت وقت گرفت منم زمانی که وارد بیمارستان میشم حرف نمی تونم بزنم هیچی حالم خوب خوب میشه خلاصه رفتیم تو دقیق نمیدونم مرد بود یا زن چند تا ازم

ادامه مطلب  

باران  

 
باران که شدى مپرس ، این خانه کیست سقف حرم و مسجد و میخانه یکیست
باران که شدى، پیاله ها را نشمار جام و قدح و کاسه و پیمانه یکیست
باران ! تو که از پیش خدا مى آیی توضیح بده عاقل و فرزانه یکیست...
بر درگه او چونکه بیفتند به خاک شیر و شتر و پلنگ و پروانه یکیست
با سوره ى دل ، اگر خدارا خواندى حمد و فلق و نعره ى مستانه یکیست
این بى خردان،خویش ، خدا مى دانند اینجا سند و قصه و افسانه یکیست
از قدرت حق ، هرچه گرفتند به کار در خلقت حق، رستم و موریانه یکیست


ادامه مطلب  

شال سبز  

 
 
گفتی با باران می آیی، باران که هیچ؛ برف هم آمد و نشست و رفت و تو نیامدی..
حالا¿¡
زمانی آمدنت را معجزه می دانستم و شب های انتظار را شال بلند سبزی کردم توی میل و حالا؛ نیامدنت بهتر بود..
کاش از همان راهی که رفتی دورتر می شدی و نمی آمدی..
کاش باران را وعده نداده بودی تا امیدم از آسمان نا امید نمی شد..
کاش دم رفتن نگاهم را به ابرها نمی دوختی..
کاش بی اعتمادم نمی کردی به آسمانی که بارید و بارید و بارید..
 
حالا¿¡
 
 
 
 

ادامه مطلب  

باران  

باز باران با ترانه   
با گهر های فراوان.                   
می خورد بر بام خانه
یادم آرد روز باران
گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین
توی جنگل های گیلان
کودکی ده ساله بودم
چست و چابک
با دو پای کودکانه
می دویدم همچو آهو
میپریدم از سر جو
دور می گشتم ز خانه
می شنیدم آر پرنده
داستان های نهانی 
راز های زندگانی
برق چون شمشیر برات 
پاره می کرد ابر ها را 
اندر دیوانه غران
مشت می زد ابر ها را
جنگل از یا گریزان
چرخ ها می زد چو دریا 
دانه های گرد باران 
پهن می گشتند

ادامه مطلب  

دوست...... می دارم!  

تو را برای لبخند تلخ لحظه هاپرواز شیرین خاطره هادوست می دارم....
تو را به اندازه همه ی کسانی که نخواهم دید, دوست می دارمبه اندازه  قطرات بارانستارگان آسماندوست می دارم....
 
پ.ن: صدای باران , همان قطرات باران که گفتی, و صدای تو که همراه این شعر فضای اتاق را پر کرده است....اما تو نیستی!

ادامه مطلب  

سیب زعفرون  

شبا هست که آمپول‌میززنم خوابم نمیبره ها!
امشب مکه امپول زدم این مادر محترمه هی منو صدا میزنه‌با صدای بلند میگه خوابی؟
واااای ...ساعت ۴ و نیم منو از خواب ییدار کرده بهم‌سیب و زعفرون میده:-/
الان یک‌ساعته خوابم نمیگیره
اخه چرا اینجوری میکنی تروخدا مامان:-((((((((((
 

ادامه مطلب  

سیب زعفرون  

شبا هست که آمپول‌میززنم خوابم نمیبره ها!
امشب مکه امپول زدم این مادر محترمه هی منو صدا میزنه‌با صدای بلند میگه خوابی؟
واااای ...ساعت ۴ و نیم منو از خواب ییدار کرده بهم‌سیب و زعفرون میده:-/
الان یک‌ساعته خوابم نمیگیره
اخه چرا اینجوری میکنی تروخدا مامان:-((((((((((
 

ادامه مطلب  

 

خدایا
آخه چرا روحیه من اینجوریه
از همه چی طلبکارم
مگه قراره بقیه حقتو خوردن یا کسی حق تورو تو این دنیا خورده
نه عزیزم. هرکی دردای خودش داره،زخمای خودش داره
بی عرضگی ها و تنبلی های خودتو پای بقیه نذار
همه شکست خوردن
آخه چرا روحت اینقدر با پدرمادرت درگیره. میخوای چیو ثابت کنی
همه چیو رها کن
رها کن بذار بره
بچسب به خودت
 

ادامه مطلب  

درمان...  

دکتر این بار برایم نَمِ باران بنویسدو سه شب پرسه زدن توی خیابان بنویس...
آه دکتر! سرِ من درد بزرگی شده استبره ی لعنتی ام عاشق گرگی شده است
سرد شد از تن من... دل به خیابان زد و رفتگرگِ من بره نچنگیدهِ به باران زد و رفت
آه دکتر! لبِ او «صبر و ثباتم» می داددوش «وقت سحر از غصه نجاتم» می داد!!
آه دکتر! نفست گم شده باشد سخت استنفست همدم مردم شده باشد ، سخت است
دکتر این بار برایم نَمِ باران بنویسدو سه شب پرسه زدن توی خیابان بنویس . . .

ادامه مطلب  

تصادف های خوب تو زندگیم  

چند ماه پیش وقتی داشتم از اوج ناراحتی قدم میزدم با امین که اهل ترکیه هس آشنا شدم و با هم دوس شدیم از من 10 سال بزرگتره ولی باهم رابطه خوبی داریم مث داداش بزرگتر من شده ، من تو خیلی کارا بهش کمک میکنم اونم از تجربه هاش بهم میگه و باهم تو خیلی چیزا بحث میکنیم و نتیجه های خوبی میگیریم
یکی از این بحث ها در مورد شیعه و سنی بود که دید بد من نسبت به خلافای سنی رو تغییر داد 
اصلا چرا ما شیعه هستیم مثلا شاه اسماعیل صب از خواب پا شد و گف همه شیعه باشیم بعد هم

ادامه مطلب  

پسرک مست  

یعنی آن پسرک جوانی که تلو تلو میخورد و با خودش شعر میخواند حالش بد است؟نمیدانم شاید مست باشد.به گمانم آری.هوا آفتابی است کمی ولی می بارد.کنجکاو شدم بشنوم چه میخواند.آخر توی مستی فکر کردنی نیست,هر چه روی دل است سر زبان می آید.نزدیک تر میشوم تا ببینم توی دلش چه حرفی را حبس کرده.بی توجه برای خودش میخواند.صدایش زیبا نیست اما به دلم نشست."این دیگه فکر نداره , وقتی میشنوی میگم , تو برو باهام نمون , حتی اسممو نیار ,اگه یک شب دیگه ,زیر بارونا قدم زدی بدون .

ادامه مطلب  

نسيم سحر  

ای نسیم ارام سحر،بنگر عاقبت اسیری در این زندان شدمتا ابد محكوم به مدارا كردن با چترم زیر نم نم باران شدمبیاور بار دیگر نزد من عطر گیسوی ان گل خوش بو رامن در حسرت دیدار ان مه زیبارو محو تماشای اسمان شدملبخند زیبای او را دیدم از دور و دل ناگهان بی تاب  شد وبا این لبخند زیبای یار،من بی نیاز از درمان طبیبان شدماو مرا نمی خواهد و برای من قابل درك است دلیل این بیزاریاو اقیانوس است و من كویری در تمنای قطره ای باران شدمبخوان از چشم های لال من این بار ا

ادامه مطلب  

 

شببدون توچگونه تمام میشود ؟شاخه های شکسته یگل های نرگس رادر لیوان آبگذاشتمبدون تودر مهتابشمشادهای سبزاز رنگ آبی مهتابآبی رنگ شده بودندما برای عابراناز عقاید گذشتهمی گفتیمدر همان زیرزمین نمورکه زندگی می کردمبه توگفتم :دست هایت رابرای منبگذار و برومن می توانمبدون توبا سایه هایدستهای توروی دیوارزندگی کنمکودکانبا لپ های قرمزدر بارانبه دنبال توپ سفیدمی دوندکاشتو بودیکه در بارانبه این کودکانبوسه و عیدیمیدادی

ادامه مطلب  

 

شببدون توچگونه تمام میشود ؟شاخه های شکسته یگل های نرگس رادر لیوان آبگذاشتمبدون تودر مهتابشمشادهای سبزاز رنگ آبی مهتابآبی رنگ شده بودندما برای عابراناز عقاید گذشتهمی گفتیمدر همان زیرزمین نمورکه زندگی می کردمبه توگفتم :دست هایت رابرای منبگذار و برومن می توانمبدون توبا سایه هایدستهای توروی دیوارزندگی کنمکودکانبا لپ های قرمزدر بارانبه دنبال توپ سفیدمی دوندکاشتو بودیکه در بارانبه این کودکانبوسه و عیدیمیدادی

ادامه مطلب  

خاطره سارا خانم  

سلام به همه و ممنون از کامنت های پر از مهربونی تون
من یه خاطره دیگه نوشته بودم که آپ نشد .حالا این میشه خاطره چهارم اما چون سوم نخوندین یه خلاصه بگم.
من یه چند ماهی خیلی کسل و بیحوصله شده بودم و اصلا حال و حوصله برای کار نداشتم انرژی ام کلا پایین بود تا یه روز که صدای همکارا در اومد که اینجوری نمیشه و سرماخوردگی های مکرر و.. داشتیم بحث میکردیم که دکتر اورژانس (بستگی به تعداد کیس هامون داره اما طبق دستورالعمل هامون معمولا هفته یا دوهفته ای با یه پ

ادامه مطلب  

خاطره سارا خانم  

سلام به همه و ممنون از کامنت های پر از مهربونی تون
من یه خاطره دیگه نوشته بودم که آپ نشد .حالا این میشه خاطره چهارم اما چون سوم نخوندین یه خلاصه بگم.
من یه چند ماهی خیلی کسل و بیحوصله شده بودم و اصلا حال و حوصله برای کار نداشتم انرژی ام کلا پایین بود تا یه روز که صدای همکارا در اومد که اینجوری نمیشه و سرماخوردگی های مکرر و.. داشتیم بحث میکردیم که دکتر اورژانس (بستگی به تعداد کیس هامون داره اما طبق دستورالعمل هامون معمولا هفته یا دوهفته ای با یه پ

ادامه مطلب  

قطره 68  

تلنگر میزند امشب کسی بر سقف این خانه...
تویی باران ؟
تو ای مهمان ناخوانده !
بزن باران !
تو هم زخمی بزن بر زخم این خانه.....
بزن اهنگ زیبایت ....
صدای چک چک سازت میان کاسه خالی ! شکنجه میکند
 
 امشب من تنها ی زندانی ! تو ای باران ؟
از این ویرانه دل بگذر ،
یقین بیرون این خانه ،
هزاران دل ، هوای عاشقی دارند....

ادامه مطلب  

باد و باران در جنوب و جنوب شرق کشور/افزایش دما در استانهای ساحل دریای خزر  

تسنیم/
 
احمد وظیفه درباره وضعیت جوی سه روز آینده کشور اظهار کرد: ادامه برخی ناپایداریهای جوی طی 48 ساعت آینده در برخی مناطق جنوبی کشور ادامه می‌یابد.
وی ادامه داد: پیش‌بینی می‌شود که این ناپایداریها در جنوب و جنوب شرق کشور ایجاد شود و امروز بارشهای پراکنده باران و وزش باد در بخشهایی از استانهای هرمزگان، فارس، کرمان و سیستان و بلوچستان ایجاد خواهد شد.
مدیرکل پیش‌بینی و هشدار سازمان هواشناسی کشور تصریح کرد: ...
شرح خبر در سایت خبرفوری

ادامه مطلب  

 

 الان است که بیاید. خواب شیرینی که باید همواره طلبش را بکنم. بخندد و من در او مات بمانم. این است.
فلسفه است،اما نمیفهممش. میخواهم رویا را، اما تحلیل نمیشود. 
ساتوری(در واژه نامه های عرفان شرق معنا کنید) . میفهمم این ساتوری عظیم در من رخنه کرده است. اما آرام نمی‌گیرد.
بحران زده ام. رها نمیشوم. چنان گیر و گدار وجهه های غمگین خودم شده ام که نمی توانم بایستم در خودم و لبخندی بزنم. این کوله ی تجربه هایم است.
اما نگین همیشه هست. در آن کوله ی غمگین ، نوری

ادامه مطلب  

 

 الان است که بیاید. خواب شیرینی که باید همواره طلبش را بکنم. بخندد و من در او مات بمانم. این است.
فلسفه است،اما نمیفهممش. میخواهم رویا را، اما تحلیل نمیشود. 
ساتوری(در واژه نامه های عرفان شرق معنا کنید) . میفهمم این ساتوری عظیم در من رخنه کرده است. اما آرام نمی‌گیرد.
بحران زده ام. رها نمیشوم. چنان گیر و گدار وجهه های غمگین خودم شده ام که نمی توانم بایستم در خودم و لبخندی بزنم. این کوله ی تجربه هایم است.
اما نگین همیشه هست. در آن کوله ی غمگین ، نوری

ادامه مطلب  

6 میوه تابستانی با 6 درد و 6 درمان  

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
میوه ها جزو گروه های غذایی ای هستند که خوردنشان همواره به وسیله متخصصان تغذیه توصیه می شود و تاکید آن ها این است که میوه ها تازه و فصل باشند؛ یعنی میوه های تابستانی، در تابستان و میوه های زمستانی در زمستان خورده شوند. البته تنوع بخشیدن به رژیم غذایی نیز جزو توصیه های دیگر آنهاست زیرا میوه ها خواص ویژه ای دارند که می توان از آن ها بهره برد.گلابی و چربی خونمطالعات نشان داده خوردن یک گلابی رسیده، ۲۰ درصد از نیاز روزانه به فیبر

ادامه مطلب  

من می ترسم  

نمی تونم منکر این بشم که همیشه ی ترس با منه
اینکه یک روز بمیرم و تمام چیزهایی که به دست آوردمو با خودم به خاک ببرم
باران دخترم دلم میخاد واقعی باشی
تا حاصل یک عمر تجربه وتلاش مادر به راحتی خاک نشه
میخام ادامه روراه من باشی...
 

ادامه مطلب  

 

سلام امروز بغض آسمون عجب شبیه اشکهای شوق شده، میبارد و میبارد و میبارد....وچه زیبا اب پاشی میکند زمین را، کویرو کوچه و کوه همه مهمانند به صرف رحمت خداوند ناودانها دست به دست هم داده و چه زیبا مینوازند موسیقی زیبای شرشر باران راوچه اراده محکمی دارند قطره ها برای شستن غبار از چهره طبیعت ...امروز پیرمرد ده ما اول صبح زیرلب شکر میکرد خدایش را که چه به موقع امید را به دل دانه گندم کاشته شده اش رساند و چه مسکنی بهتر از باران برای دستهای پینه بسته اش...

ادامه مطلب  

آشناتر با خدا  

 
آشناتر با خدا
       پنج شنبه ی پیش با دکتر رحمانی در هوایی بارانی راهی بستک شدیم. در چهارراه چاه بنارد به خانه سید گوده ای رفتیم. عبدالرحمن توانا حضور نداشت ولی با برادرش که چند ماهی است از آمریکا برگشته هم سخن شدیم. او دوست داشت تجربه ی مدیریتی اش در دبی و پنسیلوانیای امریکا را با دانشجویان و اساتید در میان بگذارد.
    در زنگارد با دکتر کمالی ناهار خورده، پس از استراحتی برای دیدار استاد حبیبی به بستک رفتیم. پس از پذیرایی و اقامه ی نماز جما

ادامه مطلب  

باز باران...  

                باز باران بی ترانه                                       گریه هایم بی بهانه
               می خورد بر سقف قلبم                                  یادم آرد روی ماهت
                 باورت شاید نباشد  که                                  دلم تنگه برایت . . .
 

ادامه مطلب  

باز باران...  

                باز باران بی ترانه                                       گریه هایم بی بهانه
               می خورد بر سقف قلبم                                  یادم آرد روی ماهت
                 باورت شاید نباشد  که                                  دلم تنگه برایت . . .
 

ادامه مطلب  

خواص سیب  

خواص سیب
 امام علی (ع) : سیب بخورید ، که معده را می پالاید .امام صادق (ع ) : سیب پالاینده و خوش بو کننده معده است .سیب بخورید ، چرا که حرارت را فرو ی نشاند و درون را سرد می کند و تب را می برد .و در حدیث دیگری است که " وبا را فرو می نشاند "امام صاد ق(ع) :" به تبداران خود ، سیب بدهید ؛ چرا که هیچ چیز سودمند تر از سیب نیست . "امام صادق (ع) : اگر مردم می دانستند در سیب چیست بیمارانشان را جز به آن درمان نمی کردند بدانید که سیب ، بویزه سودمند ترین چیز برای قلب و مایه

ادامه مطلب  

......  

همیشه از خودم میپرسم چرا انقدر دوست دارم بنویسم..بااینکه خیلی وقتها حرفی هم برای گفتن ندارم...اما انگارهمین نوشتن جزو چیزاییه که منو اروم میکنه...مثل قدم زدن ...مثل خوردن...مثل دوش گرفتن..ویاحتی اثربخش تر از همه ی ایناست...امابااین حال همه ی  احساساتم نمیشه نوشت..نمیشه بیان کرد...فقط میشه حسش کرد..مثل دوست داشتنت...

ادامه مطلب  

متاسفانه سورئالیسم موجود، شدید شده است. روایت خارج از واقع گرایی است  

رد میشوم، عرضی خیس از خیابانی که نمیدانم کجاست. ساعت زیاد شده است. باران تنهاست. و با مردمانی که چه شلوغ روی تنهایی شان حساب باز نکرده اند. ترافیک به آنها راه نمیدهد. نمیدهد که اینطور شیشه ها مدام و مدام باید به تناوب حرکات چشم ها، چپ و راست بشوند. نم باران امان را بریده است. موهایم پر است از اشک مادرانی چند فقیر از حاشیه های بی نام و نشانیِ شهر که حالا در ابر فشرده شدند و فرو ریختند. نه نه، این آب ها، همگی غصه های اوست که میبارد . کسی میداند؟ دارد

ادامه مطلب  

متاسفانه سورئالیسم موجود، شدید شده است. روایت خارج از واقع گرایی است  

رد میشوم، عرضی خیس از خیابانی که نمیدانم کجاست. ساعت زیاد شده است. باران تنهاست. و با مردمانی که چه شلوغ روی تنهایی شان حساب باز نکرده اند. ترافیک به آنها راه نمیدهد. نمیدهد که اینطور شیشه ها مدام و مدام باید به تناوب حرکات چشم ها، چپ و راست بشوند. نم باران امان را بریده است. موهایم پر است از اشک مادرانی چند فقیر از حاشیه های بی نام و نشانیِ شهر که حالا در ابر فشرده شدند و فرو ریختند. نه نه، این آب ها، همگی غصه های اوست که میبارد . کسی میداند؟ دارد

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1